<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>براندازی در سکوت</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 May 2007 11:45:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>سوروس و فعاليت‌هاي براندازي در كشورها </title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;به گزارش خبرگزاري فارس، بنياد &quot;&lt;FONT color=#ff0000&gt;سوروس&lt;/FONT&gt;&quot; نامي است كه اين‌روزها اذهان ناظران سياسي داخل كشور را بيش از پيش به خود معطوف كرده است. نام اصلي اين بنياد، بنياد &quot;جامعه باز&quot; (Open Society) است و متعلق به يك يهودي ميلياردر به نام &quot;جورج سوروس&quot; مي‌باشد. وي يك يهودي مجار تبار آمريكايي است كه سال‌هاي متمادي با تشكيل يك شركت سرمايه‌گذاري و يك سازمان مطالعاتي حقوق بشر، به انجام اموري چندمنظوره مبادرت كرده است. &lt;BR&gt;درخصوص ماهيت فعاليت‌هاي بنياد سوروس، قضاوت‌هاي متفاوتي وجود دارد. نهادهاي رسمي سياست ‌خارجي آمريكا و رسانه‌هاي وابسته به آن‌ها از جمله راديو صداي آمريكا معتقدند كه &quot;جرج سوروس فردي نوع‌دوست و نيكوكار مشهوري است كه به بسياري از پروژه‌هاي گسترش دموكراسي و توسعه اقتصادي در سراسر جهان كمك مي‌كند.&quot; &lt;BR&gt;البته اين طرز رويكرد منحصراً مختص چنين نهادهايي است و بسياري از ناظران سياسي و سياستمداران كشورهاي مختلف و مخصوصاً كشورهايي كه به نوعي با پديده &quot;&lt;FONT color=#ff0000&gt;انقلاب‌هاي مخملي&lt;/FONT&gt;&quot; مواجه شده‌اند، نظري بر خلاف اين دارند. &lt;BR&gt;&quot;راديو فردا&quot; با پيروي از روزنامه &quot;واشنگتن پست&quot; فعاليت‌هاي بنياد سوروس در ايران را به محورهايي چون &quot;كمك‌هاي انسان دوستانه&quot; و &quot;بهداشت عمومي&quot; تقليل داد، اما BBC به عنوان آژانس خبري دولت انگليس از موضعي متفاوت معتقد است: &quot;موسسه جامعه باز با هدف پيشبرد دموكراسي، رعايت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادي، حقوقي و سياسي ... حمايت از رسانه‌هاي مستقل و ... در كشورهاي مختلف جهان فعاليت مي‌كند.&quot; &lt;BR&gt;اگرچه بسياري از صاحبنظران سياسي نيز به دور از تعارفات معمول ديپلماتيك و در چارچوب فكري دولتمردان نئومحافظه كاران آمريكايي و البته بواسطه وجود اسناد مرتبط با فعاليت بنياد سوروس در بسياري كشورها، معتقدند كه هدف اين بنياد در كشورهاي مختلف چيزي نيست جز &quot;براندازي نرم و خاموش&quot; و ديگر فعاليت‌ها جنبه پوششي و كارويژه منحرف نمودن اذهان را پيدا مي‌كند. &lt;BR&gt;از ديد صاحبان اين رويكرد، سوروس به منظور ظاهرسازي اين مساله سعي نموده در هر كشور فعاليت‌هاي مالي و مطالعاتي را به همراه يكديگر دنبال نمايد. به عبارت ديگر، اين بنياد در كشورهاي مربوط علاوه بر اينكه شركتي را براي كسب ثروت و سرمايه گذاري تأسيس مي‌كند، سازماني مطالعاتي را براي چگونگي مصرف اين درآمدها شكل مي‌دهد و جالب آن كه اين دو سازمان حق برقراري رابطه مستقيم و يا حتي گفت‌وگو و تبادل نظر با يكديگر را ندارند تا از اين طريق راه بر هرگونه اتهام دولت‌ها مبني بر حمايت سوروس از مخالفين اين كشورها بسته شود. &lt;BR&gt;سوروس در بيش از 30 كشور جهان از جمله جمهوري‌هاي آذربايجان، ‌ارمنستان، ‌ازبكستان، اوكراين، ‌تاجيكستان، روسيه، گرجستان، قرقيزستان، ‌قزاقستان و مولداوي داراي نمايندگي‌هاي فعال است. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;STRONG&gt;* &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;سوروس و فعاليت‌هاي براندازي در كشورها&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;روند كاري بنياد سوروس به اين شكل بوده كه يك مركز مطالعاتي را در كشورهاي مختلف فعال مي‌كرده و سپس با ارزيابي مخالفان دولت مركزي و حمايت از مطبوعات مخالف دولت، زمينه را براي انقلابي آرام و به شكست كشاندن دولت و يا حكومت فراهم نموده است. عمده‌ترين فعاليت اين بنياد در حوزه كشورهاي آسياي ميانه و قفقاز مي‌باشد. &lt;BR&gt;در واقع براي اولين بار درسال 1997 و در جريان ورشكستگي مالي و اقتصادي كشورهاي جنوب شرق آسيا، فعاليت بنياد مذكور به آسياي ميانه كشيده شد و در كشورهاي اين منطقه نمايندگي‌هايي را تحت عنوان &quot;جامعه باز&quot; تأسيس نمود. هدف اين بنياد از تأسيس اين نمايندگي‌ها، به راه انداختن انقلاب‌هاي مخلمي در كشورهاي هدف و تغيير نظام سياسي اين كشورها بود. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;الف- سوروس در گرجستان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;بنياد سوروس در جريان تحولات سال‌هاي اخير گرجستان و اوكراين، نقش مهمي را ايفا نمود. در گرجستان با صرف 20 ميليون دلار به حمايت از مخالفين شوارد ‌نادزه برخاست. با وجود اين مسئله كه گرجستان در ائتلاف آمريكايي لشكركشي به عراق مشاركت داشت و سربازاني به آن كشور اعزام كرد، دولت آمريكا تصميم گرفت كه زمينه بركناري شوارد نادزه را فراهم كند. دليل اين تصميم، موضع دو پهلوي او در قبال روسيه بود كه به منظور حفظ موقعيت خود و جلوگيري از وخامت اوضاع، مايل به تداوم مناسبات خوب با مسكو بوده است. &lt;BR&gt;رئيس بنياد سوروس كه به زعم خود &quot;آن‌طور كه به وي نسبت براندازي داده‌اند، نيست و در مورد وي اغراق شده است&quot;، جهت براندازي دولت نادزه حدود 500 هزار دلار در شبكه روستاوي 2 كه نقش برجسته‌اي در انقلاب مخملي گرجستان داشت، سرمايه گذاري نمود تا از اين طريق ضمن تشويق مردم به شورش، با آموزش لازم آن‌ها را براي رسيدن هرچه زودتر به انقلاب نزديك نمايد. اقدامات سوروس در گرجستان تا آنجا ادامه يافت كه پس از استعفاي نادزه و تشكيل دولت جديد، چهار تن از اعضاي دولت جديد گرجستان شامل وزراي آموزش و پرورش، دادگستري، دارايي و ورزش جوانان وابسته به ميلياردر يهودي يعني جرج سوروس بودند و قبلاً كارمند دفاتر وي محسوب مي شدند. &lt;BR&gt;پس از وقوع انقلاب مخملي در گرجستان، جرج سوروس با اعلام رضايت از اين مساله تصريح كرد كه در ساير كشورهاي آسياي ميانه از اين اقدامات حمايت خواهد كرد. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;ب- سوروس در آذربايجان &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;به گفته &quot; عاقل عباس اف&quot; سردبير نشريه عدالت آذربايجان، بعد از تحولات نوامبر 2003 گرجستان، ‌بنياد سوروس با بازي‌هاي سياسي درصدد نفوذ در حاكميت كشور آذربايجان بود. بنابراين از دسامبر سال 2004ميلادي، اين بنياد اقدام به استخدام نيروهاي جديد از ميان غيرشيعيان و اصحاب مطبوعات در جمهوري آذربايجان نمود. اين بنياد در باكو با حمايت مالي نمايندگان مؤسسه جامعه باز، كتاب &quot;‌حاكميت و فساد مالي&quot; كه اثر يك نويسنده آمريكايي به نام &quot; سوزان روزو اكرامان&quot; است را به زبان آذري منتشر نمود. در اين كتاب اطلاعات زيادي در زمينه انتخابات، رشوه و پول‌شويي در آذربايجان ارائه شده است. در ادامه با وقوع تحولات و پديدارشدن انقلاب نارنجي در اين كشور بنياد مذكور و سفارت آمريكا در باكو تعدادي از مخالفان دولت را براي طي آموزش‌هاي لازم به اوكراين اعزام كردند. اين مساله در حالي بود كه به گفته ولاديمير تيموشكنو، يكي از نمايندگان مجلس اوكراين تظاهرات خياباني در &quot;كيف&quot; با حمايت آمريكا و شخص سوروس صورت گرفته است. &lt;BR&gt;يكي ديگر از اقدامات بنياد سوروس در كشورهاي آسياي ميانه به ويژه آذربايجان، آلوده ساختن جمعيت جوان اين كشورها به فساد و مواد مخدر بوده است. در همين ارتباط روزنامه &quot;اولايلار&quot; وابسته به وزارت امنيت ملي جمهوري آذربايجان از تلاش بنياد مذكور براي گسترش مواد مخدر در اين كشور در پوشش برنامه مبارزه با مواد مخدر خبر داد تا از اين طريق جوانان اين كشور را فاسد نمايد. از سوي ديگر با توجه به بافت مذهبي جمهوري آذربايجان، بنياد سوروس براي از هم پاشيدن بنيادهاي اجتماعي و مذهبي اين كشور تلاش مي‌كند. علاوه بر اين نمايندگي بنياد مذكور در آذربايجان تاكنون 20 ميليون دلار در راستاي فعال‌سازي رسانه‌ها و سازمان‌هاي غير دولتي عليه دولت اين كشور هزينه نموده است. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;ج- سوروس در ارمنستان&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;بنياد مذكور در ارمنستان نيز سعي در ايجاد شكاف بين اين كشور و روسيه دارد؛ چرا كه ارمنستان مهم‌ترين پايگاه روسيه در قفقاز جنوبي شناخته مي‌شود. سوروس در اين كشور سعي دارد از طريق رسانه‌ها به تشويش فضاي سياسي جامعه بپردازد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;د- سوروس در تاجيكستان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;افزايش مخالفت‌ از طريق رسانه‌ها، در تاجيكستان نيز توسط بنياد سوروس عليه نظام حاكم دنبال مي‌شود؛ به گونه‌اي كه رئيس ‌جمهور تاجيكستان با اظهار نگراني از فعاليت‌هاي اين بنياد در اين كشور تصريح نمود: روزنامه‌هاي &quot; روزنو&quot;، &quot;ارورود&quot; &quot;اودامو اولام&quot; و برخي راديوهاي خصوصي از سوي بنياد سوروس حمايت مالي شده و هدف اصلي آن‌ها فرسوده كردن حكومت تاجيكستان است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ه-سوروس در قزاقستان و قرقيزستان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;بسياري از ناظران سياسي معتقدند كه بنياد سوروس با حمايت رژيم صهيونيستي و آمريكا سعي دارد از طريق سايت‌هاي اينترنتي،‌ روزنامه‌ها، شبكه‌هاي تلويزيوني، ‌طرح‌هاي آموزشي، كتاب‌ها و مؤسسات غيردولتي در دو كشور قزاقستان و قرقيزستان زمينه‌هاي شكل گيري دموكراسي هدايت شده و متناسب با اهداف رژيم صهيونيستي و آمريكا را فراهم سازد. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;و- سوروس در خاورميانه و مديترانه&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;فعاليت‌هاي بنياد سوروس تنها مربوط به آسياي ميانه و قفقاز نبوده و حوزه فعاليت آن به خاورميانه و منطقه مديترانه نيز گسترش يافته است. بر اساس گزارش روزنامه &quot;صباح&quot; تركيه، بنياد سوروس حتي در انتخابات جزيره قبرس دخالت نموده و در جهت حمايت از فردي كه منافع رژيم صهيونيستي و آمريكا را تأمين مي‌نمايد، فعاليت مي‌كند. &lt;BR&gt;بنياد سوروس سعي دارد تا در مناطقي از جهان با بهانه قراردادن حمايت از دموكراسي و حقوق بشر، جريانات سياسي را به طرف منافع صهيونيسم و نئوكان‌هاي آمريكايي هدايت نمايد كه مهم‌ترين ابزار آن، سرمايه‌هاي هنگفت اين بنياد و اقدام از طريق برنامه‌هاي مختلف سياسي، فرهنگي و اجتماعي است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;* سوروس در ايران؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;بنياد سوروس از موسسات و مراكزي كه به دنبال ايجاد «نافرماني مدني» در جمهوري ‌اسلامي ‌ايران هستند نيز حمايت مي‌كند. مهم‌ترين مورد آن، حمايت و پشتيباني بنياد سوروس از مركز آمريكايي &quot;ويلسون&quot; است كه «هاله اسفندياري» از مديران بخش خاورميانه‌اي آن مي‌باشد. طبق اعتراف اسفندياري، بنياد سوروس با حمايت از برنامه خاورميانه‌اي مركز ويلسون، به دنبال ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمي در ايران در جهت عملي نمودن اهداف براندازي نرم بوده است. &lt;BR&gt;بنياد سوروس در كنار بنياد رسانه‌اي رابرت مرداك (امپراطور يهودي رسانه‌هاي خبري)، دومين سازمان رسانه‌اي جهان است كه بيشترين شبكه‌هاي تلويزيوني، خبرگزاري‌ها، سايت‌ها، خبرنامه‌ها و روزنامه‌ها را در سطح جهان مديريت و هدايت مي‌كند، اما تفاوت اين است كه فعاليت رسانه‌اي مرداك (مردوخ) آشكار است و جسورانه در اداره و خريد شبكه‌هاي بزرگي چون فاكس نيوز تا الجزيره و حتي رسانه‌هاي آسياي دور ظاهر مي‌شود، اما سوروس بيشتر اصرار دارد مشي نهان را در خريد و هدايت رسانه‌ها ايفا كند. حضور چشمگير در هدايت رسانه‌اي قفقاز، آسياي ميانه، افغانستان، تركيه و ديگر كشورهاي اطراف ايران بديهي است كه ضرورت كار نهاني را بيشتر گوشزد مي‌كند، اما آشكار است كه تا سال 2004 تنها 20 موسسه خبري در جمهوري آذربايجان تحت پوشش بنياد سوروس قرار گرفته بود. اعتراض هماهنگ جمعي از رسانه‌هاي اين كشور به سفر سال گذشته الهام علي اف به ايران و ديدار وي با مقام معظم رهبري و نيز هجمه گسترده خبري رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان و تركيه در راستاي تقويت پشتيباني رسانه‌اي ناآرامي‌هاي اخير در شمال غرب كشور، هدايت اين رسانه‌ها از سوي يك ستاد مركزي را بيش از پيش محتمل مي‌كند. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;* رابطه هاله اسفندياري با بنياد سوروس&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;BR&gt;وزارت اطلاعات مدتي بعد از دستگيري هاله اسفندياري در 18 ارديبهشت و تحقيقات از وي اعلام كرد كه اسفندياري به عنوان يكي از مديران موسسات مرتبط با سوروس، از تلاش اين بنياد براي اجراي براندازي نرم در ايران پرده برداشته است. &lt;BR&gt;در گزارش وزارت اطلاعات آمده بود: هاله اسفندياري كه مدير و مؤسس برنامه خاورميانه مركز &quot;ويلسون&quot; در آمريكا است، به عنوان مركز حلقه اتصال ارتباط ايرانيان با سازمان‌ها و نهادهاي آمريكايي عمل كرده است. &lt;BR&gt;هاله اسفندياري تصريح كرده است: فعاليت‌ها و برنامه‌هاي مربوط به ايران در برنامه‌ خاورميانه مركز ويلسون، از طريق بنياد آمريكايي سوروس، حمايت و پشتيباني مالي شده است. &lt;BR&gt;همكاري اسفندياري با وزارت اطلاعات موجب شد كه مدير و نماينده بنياد آمريكايي سوروس در ايران نيز (كيان تاجبخش) شناسايي و دستگير شود. &lt;BR&gt;وي در تحقيقات اوليه اظهار ‌داشته كه بنياد سوروس در ايران با ايجاد يك شبكه ارتباط غير رسمي و تلاش براي توسعه و گسترش آن، اهداف براندازانه خود را دنبال مي‌نمايد. &lt;BR&gt;به نظر مي‌رسد تحقيقات از اسفندياري،‌ وزارت اطلاعات را به كيان تاجبخش رسانده است. تصويري كه تا پيش از اين از تاجبخش در برخي رسانه‌هاي داخلي ارائه ‌شده، تصوير يك كارشناس &quot;جامعه شناس شهري&quot; و مدرس دانشگاه‌هاي ايالات متحده است، اما حضور &quot;تاجبخش&quot; در محافل سياسي، اجتماعي، رسانه‌اي و فرهنگي‌اي كه هيچ فصل مشتركي با يكديگر از حيث اتصال ماهيت و موضوع ندارند و دعوت نهادهايي چون &quot;خانه هنرمندان ايران&quot;، &quot;انجمن جامعه شناسي ايران&quot;، &quot;دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران&quot; و ... از وي، پديدآورنده گمانه‌زني‌هاي تازه‌اي بوده است. &lt;BR&gt;كيان تاجبخش، اجرايي كردن اهداف بنياد سوروس را از طريق راه‌اندازي كارگاه‌هاي مطالعاتي با حضور دانشجويان و جوانان و تدريس اصول و مباني شبكه‌ سازي اجتماعي به مثابه اصلي‌ترين مبناي براندازي نرم حكومت‌ها دنبال نموده است. وي اگرچه مدرس رسمي دانشگاه‌هاي ايران نبوده، اما از سال 1383 با حضور در كلاس‌هاي &quot;جامعه‌شناسي شهري&quot; به عناوين مختلفي چون استاد &quot;دانشگاه نوين تحقيقات اجتماعي نيويورك&quot; پيرامون كيفيت &quot;شبكه‌ سازي اجتماعي&quot; در مقام يك &quot;سرمايه اجتماعي&quot; سخنراني كرده است. &lt;BR&gt;&quot;كيان تاجبخش&quot; با چاپ كتاب &quot;سرمايه اجتماعي اعتماد، دموكراسي و توسعه&quot; در مهرماه 1385 كه يك دكترينال اجتماعي و استراتژيك و الگويي ساختاري را براي سرمايه‌هاي پنهان براندازي نرم صورتبندي مي‌كند، ورژن ايراني انديشه‌هاي براندازانه فرانسيس فوكوياما را در اين حوزه به ادبيات شبه روشنفكري ايران وارد كرده است. &lt;BR&gt;همگام با طرح &quot;شبكه‌ سازي&quot; و &quot;نهادسازي&quot; اجتماعي بنياد جورج سوروس يهودي در ايران، &quot;كيان تاجبخش&quot; حضوري پررمز و رازي در حلقه‌هاي فرهنگي و هنري نيز دارد. &lt;BR&gt;بنياد سوروس در هر كشور، مجموعه‌اي متناسب با همان كشور مشتمل بر فعاليت‌‌هاي فرهنگي، هنري،‌ اجتماعي، سياسي و اقتصادي را با حمايت‌هاي پولي و مالي ارائه مي‌دهد. &lt;BR&gt;از اظهار نظرهاي عجولانه و تند مقامات كاخ سفيد و رسانه‌هاي متعلق به آن‌ها به نظر مي‌رسد كه اين‌روزها، زمان تعيين كننده‌اي براي جريان حامي براندازي نرم جمهوري اسلامي ايران بوده و وزارت اطلاعات اين روزها روي نقاط حساس دشمن دست گذاشته است. &lt;BR&gt;خشم مقامات آمريكايي از دستگيري حلقه‌هاي زنجيره بنياد سوروس در ايران كه در دشنام‌هاي ديپلماتيك نمايان شده و فعال نمودن همه ابزارهاي در دسترس براي آزادي اين افراد از وزارت خارجه و ديدبان حقوق بشر گرفته تا رسانه‌هاي وابسته، نشان مي‌دهد كه دولت جمهوري اسلامي ايران، نقطه اميد ايالات متحده را كه موفقيت تمام سياست‌هايش (از قبيل ايجاد فشار رواني بر مردم و القاي ناكارآمدي دولت، خالي كردن صحنه از حضور مردم در بحث هسته‌اي، بزرگنمايي مشكلات معيشتي مردم و تحقير نمودن دستاوردهاي اقتصادي، جنجال‌آفريني‌هاي صنفي در دانشجويان، معلمان، كارگران و زنان و القاي وجود مشكلات دهشتناك حقوق بشري) معطوف به آن شده بود، كور كرده است؛ چرا كه هركدام از اين موارد نياز به وجود شبكه ‌سازي‌هاي اجتماعي و حمايت‌هاي كلان مالي از آن‌ها داشته است. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;* اشتراك منافع يا دنباله‌روي چشم بسته؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;آنچه مهم و جالب به نظر مي‌رسد، دامنه ارتباطات طيفي از افراطيون با اين نهادهاست. پيش از انتشار محور اعترافات &quot;هاله اسفندياري&quot; پيرامون بنياد &quot;جرج سوروس&quot; و مركز وابسته به آن (Open Society)، يكي از رسانه‌هاي اينترنتي اين جريان داخلي، براي عادي سازي زودهنگام صورت مسئله، گفت‌وگويي را از &quot;جرج سوروس&quot; رييس بنياد مذكور روي خروجي خبري خود قرار داد. اين ميلياردر يهودي در پاسخ به اين سوال كه آيا وي نقش مهمي را در انقلاب‌هاي رنگين در بسياري كشورها ايفاء كرده؟ گفته بود: &quot;نقش من بد فهميده شده و به شدت مورد اغراق قرار گرفته است!&quot; &lt;BR&gt;البته تلاش اين رسانه طبعاً‌ نمي‌توانست سابقه طولاني‌مدت و اندام‌وار بنياد سوروس را در براندازي نظام‌هاي نوپاي آسياي ميانه و قفقاز و همين‌طور خاورميانه در اذهان عمومي پاك كند. &lt;BR&gt;رويكرد رسانه‌اي اينگونه سايت‌ها رويه‌اي تبليغاتي بود كه با سه فاز تاخير تعمدي سازمان &quot;راديو اروپاي آزاد&quot; و &quot;راديو فردا&quot; (ارگان سازمان جاسوسي سيا) همگام با روزنامه &quot;واشنگتن پست&quot; و شبكه CNN پس از شناسايي &quot;تاجبخش&quot; در كسوت يك مامور عمليات مخملي در ايران برگزيدند. &lt;BR&gt;اما سوال اينجاست كه اين دنباله‌روي رسانه‌اي توسط طيفي از جريان اصلاح‌طلب، آيا از يك دنباله‌روي چشم بسته و معطوف به خوش‌بيني به غرب نشأت گرفته، يا اين جريان در تعريف منافع خود، شكست جناح رقيب در عرصه حكومتي را هدف مشترك خود با جريان برانداز تلقي نموده است؟ &lt;BR&gt;پذيرش كمك مالي بنياد سوروس در زلزله بم توسط دولت اصلاحات در سال 2003 كه تازگي‌ها با عنوان &quot;به دولت ايران نيز پول داده‌ايم&quot; نقل محافل خبري حامي براندازي شده، تاكيدي بر فرضيه اول و خوش‌بيني اين جريان به روي گشاده نظام غرب است. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=2&gt;* محمد محمود رضاپور&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 May 2007 11:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش مستندازهويت «كيان تاجبخش»</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;بازداشت «&lt;FONT color=#ff0000&gt;كيان تاجبخش&lt;/FONT&gt;» از عناصر انستيتو «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جامعه باز&lt;/FONT&gt;» در بنياد صهيونيستي «&lt;FONT color=#0000ff&gt;سوروس&lt;/FONT&gt;»، و عامل هلند در پروژه نافرماني مدني در ايران، اگرچه تا امروز از سوي خبرگزاري هاي رسمي ايران و نهادهاي ذيصلاح قضايي و امنيتي تاييد نشده است، اما ارزيابي واكنش هاي وابستگان سياسي و امنيتي به اردوگاه فكري «&lt;FONT color=#0000ff&gt;انقلاب مخملي&lt;/FONT&gt;» حكايت از آن دارد كه رو شدن « &lt;FONT color=#0000ff&gt;بازي پنهان&lt;/FONT&gt;» شبه روشنفكران داخل كشور «با كارت سياسي و اقتصادي صهيونيست ها»، شوك و بهت را در ميان احزاب و رسانه هاي مدعي «اصلاح طلبي» حاكم كرده است.&lt;BR&gt;«كيان تاجبخش» را كه شبكه تلويزيوني CNN يك آمريكايي ايراني تبار معرفي كرده، از فعالان شبكه اي است كه از سوي « بنياد سوروس» به دنبال « &lt;FONT color=#0000ff&gt;فرهنگ سازي، نهادسازي و شبكه سازي در كشور&lt;/FONT&gt;» بوده است. اگرچه تصويري كه از اين«مامور مخملي» از سوي برخي رسانه هاي داخلي ارائه مي شود، تصوير يك كارشناس «جامعه شناس شهري» و مدرس دانشگاههاي ايالات متحده را مي سازد، اما حضور «تاجبخش» در محافل سياسي، اجتماعي، رسانه اي و فرهنگي اي كه هيچ فصل مشتركي با يكديگر از حيث اتصال ماهيت و موضوع ندارند و دعوت نهادهايي چون «خانه هنرمندان ايران»، «انجمن جامعه شناسي ايران»، «دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران» و ... از اين «مامور مخملي» مي تواند پديدآورنده گمانه زني ها و رايزني هاي تازه اي باشد.&lt;BR&gt;دامنه ارتباطات مدعيان اصلاح طلبي با نهادهاي اطلاعاتي و مراكز پژوهشي- براندازي ايالات متحده چنان است كه پيش از انتشار محور اعترافات «هاله اسفندياري» پيرامون بنياد «جرج سوروس» و مركز وابسته به آن (&lt;FONT color=#0000ff&gt;Open Society&lt;/FONT&gt;) رسانه اينترنتي حزب «اعتماد ملي» براي عادي سازي زودهنگام صورت مسئله، گفت وگويي را از «جرج سوروس» رييس بنياد مذكور روي خروجي خبري خود قرار داد. اين ميلياردر يهودي و شاگرد بلافصل «كارل پوپر» در برابر اين پرسش كه وي نقش مهمي را در انقلاب هاي رنگين نظير گرجستان ايفاء كرده، در پاسخي سياسي- اطلاعاتي گفته بود: «نقش من بد فهميده شده و به شدت مورد اغراق قرار گرفته است»، اما سياست رسانه اي حزب «اعتماد ملي» در عادي سازي فعاليت هاي سوروس، نمي توانست ارزيابي افكار عمومي را از نقش اين موسسه كه مراكز اطلاعاتي و شبكه هاي اندام وار آن در منطقه خاورميانه به «جامعه باز» معروفند، منحرف سازد.&lt;BR&gt;اين رويكرد رسانه اي «اعتماد ملي» كه پيش از رويارويي شفاف مدعيان اصلاح طلبي با بحران ناشي از پيگرد قضايي از «هاله اسفندياري» و شك و بهت ناشي از بازداشت «كيان تاجبخش» دنبال شد، رويه تبليغاتي اي است كه با سه فاز تاخير تعمدي سازمان «راديو اروپاي آزاد» و «راديو فردا» (ارگان سازمان جاسوسي سيا ) همگام با روزنامه «واشنگتن پست» و خبرگزاري CNN پس از شناسايي «تاجبخش» در كسوت يك مامور مخملي در ايران برگزيدند. «راديو فردا» با پيروي از «واشنگتن پست» در شامگاه چهارشنبه هفته اي كه گذشت كوشيد فعاليت هاي Open Society در ايران را به محورهايي چون «كمك هاي انسان دوستانه» و «بهداشت عمومي» تقليل دهد، اما آژانس خبري دولت انگليس (بي بي سي) با سياستي متفاوت پيرامون خبر بازداشت «كيان تاجبخش» به عنوان پژوهشگر و مشاور بنياد سوروس نوشت: «موسسه جامعه باز با هدف پيشبرد دموكراسي، رعايت حقوق بشر، اصلاحات اقتصادي، حقوقي و سياسي... حمايت از رسانه هاي مستقل و... در كشورهاي مختلف جهان فعاليت مي كند.» خط مشي اي كه انطباق بيشتري با ماموريت هاي «كيان تاجبخش» در ايران دارد.&lt;BR&gt;وي در مردادماه 1385به همراه «&lt;FONT color=#0000ff&gt;داريوش آشوري&lt;/FONT&gt;» (نويسنده صهيونيست و مرتبط با روزنامه هاي دوم خردادي)، نصرالله پورجوادي، ناصر فكوهي (از تئوري پردازان نشريات زنجيره اي)، منصوره اتحاديه و فرهاد دفتري و... به ششمين «همايش دوسالانه مطالعات ايراني» در لندن رفت.&lt;BR&gt;اين دوسالانه كه با مشاركت «&lt;FONT color=#0000ff&gt;بنياد مطالعات ايران&lt;/FONT&gt;» (وابسته به اشرف پهلوي و به مديريت «مهناز افخمي» بهايي مشهور)، «&lt;FONT color=#0000ff&gt;انجمن بين المللي مطالعات ايراني آمريكا&lt;/FONT&gt;»، «&lt;FONT color=#0000ff&gt;انجمن ايرانشناسي اتريش&lt;/FONT&gt;»، «&lt;FONT color=#0000ff&gt;انستيتو مطالعات فارسي بريتانيا» و «انجمن ايران شناسي فرانسه&lt;/FONT&gt;» برگزار مي شود، اغلب به مثابه يك فرصت مطالعاتي- رايزني براي پژوهشگراني است كه سفارش ها و مطالعات راهبردي حوزه هاي «&lt;FONT color=#0000ff&gt;بي ثبات سازي سياسي&lt;/FONT&gt;»، «&lt;FONT color=#0000ff&gt;براندازي اينترنتي&lt;/FONT&gt;»، «&lt;FONT color=#0000ff&gt;شبكه سازي اجتماعي&lt;/FONT&gt;» و... را دنبال مي كنند. اگرچه اين دوسالانه براي تكميل بانك اطلاعاتي خود از پژوهشگران دانشگاههاي معتبر داخل ايران (دانشگاه امام صادق، تهران و...) نيز دعوت مي كند، اما رويكرد كلان آن در پانل ها و اتاق هاي فكر و گفت وگويي كه برپا كرده، جستجوي راهكارهاي «فروپاشي ايدئولوژيك» در جامعه ايران است. در ششمين دوسالانه اي كه «كيان تاجبخش» به عنوان يكي از مدعوان اصلي آن برگزيده شد، يك جاسوس فرانسوي آلماني تبار در ايران (&lt;FONT color=#0000ff&gt;ماركوس ميشائيلزن&lt;/FONT&gt;) نيز به همراه «حسين درخشان» (از وبلاگ نويسان فراري) حضور داشت. جاسوسي كه پس از سال ها حضور در تهران و ارتباط با محافل تجديدنظرطلب در رساله اي، راهبردهاي براندازي اينترنتي را ارائه كرد. وي از اعضاء شبكه عنكبوت است كه پيش از اين طي يادداشت مفصلي در كيهان شرح آن آمده بود.&lt;BR&gt;تجزيه و تحليل مقالات منتشره در سايت اين دوسالانه حكايت از آن دارد كه «شبكه اي از ماموران مخملي»، يافته هاي خود از حضور در ايران را زيرپوشش پژوهشگر، ايران شناس، جامعه شناس و... به نحو مجمل در معرض نقد و تحليل ديگر عناصر سرويس ها و شركاي امنيتي پروژه براندازي نرم قرار مي دهند.&lt;BR&gt;«كيان تاجبخش» پس از حضور در اين «&lt;FONT color=#0000ff&gt;دوسالانه شبكه ماموران مخملي&lt;/FONT&gt;» به ايران بازگشت و سه ماه بعد (آبان ۱۳۸۵) حسب حوزه كار خود در گروه مطالعات شهري «انجمن جامعه شناسي ايران» برنامه هاي بنياد صهيونيستي «جرج سوروس» را براي «انتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا» اجرا كرد.&lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;انجمن جامعه شناسي ايران&lt;/FONT&gt;» يك نهاد مطالعاتي است كه عمدتا دو فراكسيون فكري، يكي متعلق به «نهضت آزادي» به واسطه حضور «غلامعباس توسلي» و ديگري «حزب مشاركت ايران» به سبب عضويت «حميدرضا جلايي پور» و «پرويز پيران» در ادوار گوناگون هيات مديره انجمن، آن را رهبري مي كنند و «كيان تاجبخش» از پژوهشگران آن است. وي در آبانماه 1385 تلاش هاي خود را براي بازگرداندن قدرت از دست رفته شوراها به مدعيان اصلاح طلبي آغاز كرد و با برگزاري سلسله كارگاههاي مطالعاتي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، از «مصطفي تاج زاده» (عضو ارشد احزاب مجاهدين انقلاب اسلامي و مشاركت) براي سخنراني با موضوع «تاسيس شوراها در ايران» دعوت كرد. سخنراني هايي كه يك تبليغات زودهنگام در پس نقاب «مطالعات آكادميك» براي طيف سكولار و ليبرال اصلاح طلبان محسوب مي شد؛ اگرچه در اين كارگاهها از «رسول خادم» نيز براي سخنراني پيرامون «ارتباط دولت مركزي و شوراها» دعوت شد، اما اين نيروي متعهد گويا با اطلاع از پشت پرده برگزاركنندگان اين نشست در جلسه دانشكده علوم اجتماعي حاضر نشد.&lt;BR&gt;تاجبخش تئوريزه كردن اهداف بنياد سوروس را منحصر به راه اندازي كارگاههاي مطالعاتي نكرد. وي اگرچه مدرس رسمي دانشگاههاي ايران نبوده، اما از سال 1383 با حضور در كلاس هاي «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جامعه شناسي شهري&lt;/FONT&gt;» به عناوين مختلفي چون استاد «دانشگاه نوين تحقيقات اجتماعي نيويورك» پيرامون كيفيت «شبكه سازي اجتماعي» در مقام يك «سرمايه اجتماعي» سخن مي گفت و به طرح انديشه هاي «فرانسيس فوكوياما» مي پرداخت. فوكوياما كه از تئوري پردازان نئومحافظه كار حاكم بر دولت بوش پسر است، از مخازن فكري مأموران «انقلاب مخملي» در جهان به شمار مي رود. «كيان تاجبخش» با چاپ كتاب «سرمايه اجتماعي اعتماد، دموكراسي و توسعه» در مهرماه 1385 كه يك دكترينال اجتماعي و استراتژيك و الگويي ساختاري را براي سرمايه هاي پنهان براندازي نرم صورتبندي مي كند، انديشه هاي فرانسيس فوكوياما را در اين حوزه به ادبيات شبه روشنفكري ايران وارد كرد؛ ادبيات و نگاهي كه فعالان «&lt;FONT color=#0000ff&gt;كمپين دختركان و پسركان، در جستجوي امضاء&lt;/FONT&gt;» در گفتارهاي خود به آن ارجاع مي دهند و نام «تاجبخش» در پي نوشت يادداشت هاي آنان براي هم، نقش بسته است.&lt;BR&gt;همگام با طرح «شبكه سازي» و «نهادسازي» اجتماعي بنياد صهيونيستي سوروس در ايران، «كيان تاجبخش» حضوري پررمز و راز در حلقه فكري مجامع هنري لائيك دارد. وي يكماه پيش از انتشار خبر بازداشتش به دعوت «بهروز غريب پور» به «خانه هنرمندان ايران» رفت و در مراسم رونمايي مجله فرهنگي و هنري «گالري» كه در كشور هند منتشر مي شود، به سخنراني پرداخت.&lt;BR&gt;دلال اطلاعاتي انستيتو «جامعه باز» در ايران كه در كنار «عليرضا سميع آذر» (مدير پيشين موزه هنرهاي معاصر)، مريم زندي (كارمند تلويزيون ملي درعصر پهلوي دوم)، ابراهيم حقيقي (گرافيست مائوييست و داور هنرهاي تجسمي در فستيوال هاي شهرداري و موزه هنرهاي زيباي تهران) و سفير هندوستان به «خانه هنرمندان» دعوت شده بود، پيرامون مقاله اش در مجله هنري گالري سخن گفت.&lt;BR&gt;عليرضا سميع آذر كه همگام با اين مأمور مخملي به «خانه هنرمندان ايران» رفته بود، چند روز قبل رابط ايراني برگزاري نمايشگاه نقاشي «آرزوها و روياها» در واشنگتن دي سي بود؛ نمايشگاهي كه دفتر ويژه امور آموزشي و فرهنگي كاندوليزا رايس، به درخواست رئيس جمهور آمريكا، براي ارائه تصويري سياه از هنر و جامعه ايران، برپا كرد. حضور دو رابط همسو با اردوگاه فكري نئومحافظه كاران در خانه هنرمندان (سميع آذر و تاجبخش) در مراسم رونمايي از نشريه اي هنري كه بناي ساخت حلقه اي ارتباطي ميان فعالان هنري داخل كشور با بيگانگان را دارد، پرسش هاي فراواني را برمي انگيزد. پيش از اين مجريان پروژه «براندازي نرم» از دهلي نو به عنوان سرزميني واسط براي آموزش هاي امنيتي به فعالان «كمپين دختركان و پسركان» بهره جسته بودند و از سه عضو مركز فرهنگي زنان براي شركت در كارگاههاي آموزشي در هند دعوت كرده بود. اكنون نيز مديريت «خانه هنرمندان ايران» همراه با ماموران مخملي، سرزمين هند را در مقام كشوري واسط براي تشكيل يك حلقه هنري سياه برگزيده است.&lt;BR&gt;خانه هنرمندان ايران كه پيش از اين بناي رونمايي از يك كتاب «رضا يحيايي» با موضوع سكس در طرح ها و آثار تجسمي داشت، رسوايي هاي مستمر آن با آخرين حضور «كيان تاجبخش» در مراسم رونمايي مجله هنري گالري به دعوت «بهروز غريب پور» -مشاور فرهنگي غلامحسين كرباسچي در شهرداري تهران- همچنان حيرت ناظران فرهنگي- رسانه اي را برمي انگيزد.&lt;BR&gt;بازداشت رابط بنياد صهيونيستي سوروس در ايران كه استراتژي براندازي نرم ايالات متحده در ايران را به چالش جدي كشانده است، به سرعت از سوي مقامات وزارت امور خارجه آمريكا و ديده بان حقوق بشر محكوم شد.&lt;BR&gt;«سارالي ويتسون» مدير بخش خاورميانه سازمان ديده بان حقوق بشر كه در نيويورك با رسانه ها سخن مي گفت از روابط اين مأمور مخملي با جرياني در «شهرداري تهران» و «سازمان تأمين اجتماعي» سخن گفته و مدعي حضور غير رسمي «تاجبخش» در اين نهاد است.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 May 2007 11:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هاله اسفندیاری_شائول بخاش</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در حالي كه رسانه هاي جهان در هفته اي كه گذشت گمانه زني هاي گسترده اي را پيرامون كيفيت و چرايي بازداشت «&lt;FONT color=#ff0000&gt;هاله اسفندياري&lt;/FONT&gt;» آغاز كرده اند، روز سه شنبه هفته گذشته سخنگوي قوه قضاييه با شركت در يك كنفرانس مطبوعاتي تأييد كرد كه وي براساس دستور قضايي و قرار بازداشت در اختيار كارشناسان وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران است.&lt;BR&gt;گفت وگوي سخنگوي قوه قضاييه پيرامون اتهامات «هاله اسفندياري» كه دومين واكنش رسمي مراجع ذيصلاح كشور پيگرد قضايي «هاله اسفندياري» است به سرعت در اخبار نخست رسانه هاي جهان قرار گرفت. پيش از اين سخنگوي وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي يك روز پس از نشر گزارش مستند كيهان در تاريخ&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;22/2/86 با عنوان «&lt;FONT color=#ff0000&gt;هاله اسفندياري كيست؟&lt;/FONT&gt;!» بازداشت وي را تأييد كرده بود. با اين حال رسانه هاي جهان، به ويژه ارگان هاي رسانه اي كنگره آمريكا، تبليغات فراواني را آغاز كردند تا بازداشت جاسوس آژانس يهود را از دايره اتهامات امنيتي خارج كنند و با نشر اخبار مجعول و راه اندازي كارناوالي تبليغاتي از او پژوهشگري كه هوادار «ديپلماسي» و «مذاكره» ايالات متحده با ايران است، بسازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i4.tinypic.com/61txndk.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;خبرگزاري آسوشيتدپرس روز دوشنبه در نقطه اوج اين كارناوال تبليغاتي نامه اي را به قلم «&lt;FONT color=#ff0000&gt;شائول بخاش&lt;/FONT&gt;» منتشر كرد كه گزارش مستند كيهان از «نيمه پنهان» زندگي و فعاليت هاي «&lt;FONT color=#ff0000&gt;هاله اسفندياري&lt;/FONT&gt;» را «مملو از اشتباه، دروغ و تحريف هاي تعمدي» دانست. در اين متن كه به سرعت در تمام خبرگزاري هاي اروپايي و آمريكايي انعكاس يافت، «شائول بخاش» كوشيده است تا نيم قرن كوشش هاي خود و همسرش براي خدمت به اسرائيل و خيانت به ايران را از اذهان عمومي بزدايد.&lt;BR&gt;عليرغم اتهامات و اكاذيبي كه اين جاسوس صهيونيست در خبرگزاري هاي جهان به «روزنامه كيهان» نسبت داده، پژوهشگران مؤسسه با استقبال از صورتبندي چنين منازعات و تقابل هايي كه هرگام آن سبب نشر گوشه هايي پنهان از تاريخ تيره روزنامه نگاران و مطبوعات در عصر پهلوي و تداوم پاره اي از ريشه هاي آن در اين روزگار مي گردد، كوشيده اند با تجزيه و تحليل پاسخ «شائول بخاش» به «كيهان»، از جمله انكار وي از تعاملات همسرش با آژانس هاي جاسوسي و تكذيب بخاش پيرامون روابط گسترده اش با سرويس هاي اطلاعاتي فعال در صحنه سياست و رسانه هاي رژيم ستمشاهي، مدعاها و يافته هاي خود از وابستگي هاي چند جانبه اين زوج جاسوس را در معرض داوري ديگر پژوهشگران مصلح و افكار عمومي قرار دهند.&lt;BR&gt;«شائول بخاش» در سال 1316 در خانواده اي يهودي در عراق به دنيا آمد. وي در سال 1329 به همراه خانواده اش به ايران سفر كرد و تابعيت ايراني را برگزيد. در ابتداي دهه چهل وي به استخدام روزنامه «كيهان انگليسي» درآمد و پس از حضور در آمريكا (دانشگاه هاروارد) و لندن (دانشگاه اكسفورد) با پوشش «دانشجوي بورسيه»، بيش از نيم دهه حقوق و مزاياي خود را از اين مؤسسه مطبوعاتي دريافت كرد.&lt;BR&gt;در صفحه 17 كتاب «مطبوعات عصر پهلوي به روايت اسناد ساواك» جلد ششم كه زمستان سال 1382 از سوي مركز بررسي اسناد تاريخي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران روانه بازار كتاب شده از حمايت «پرويز ثابتي» از «شائول بخاش» پرده برداشته شده است.&lt;BR&gt;اگرچه براساس همين سند منتشره، پرويز ثابتي، مقام برجسته امنيتي و سخنگوي سازمان اطلاعات و امنيت كشور (&lt;FONT color=#ff0000&gt;ساواك&lt;/FONT&gt;) در رژيم پهلوي دوم، حامي اصلي «شائول بخاش» برشمرده شده و بازبيني گزارش هاي ساواك نشان مي دهد كه بخاش با حمايت وي ابتدا به عنوان «&lt;FONT color=#ff0000&gt;عامل اطلاعاتي&lt;/FONT&gt;» در سازمان برنامه استخدام شده، اما در ادامه اين سند با اشاره به حمايت «&lt;FONT color=#ff0000&gt;شائول بخاش&lt;/FONT&gt;» از رژيم اشغالگر قدس در «جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل» به ديگر حاميان اين صهيونيست پرداخته مي شود:&lt;BR&gt;«شائول بخاش با سوليوان، سفير آمريكا در تهران و هارني، رئيس سرويس اطلاعات انگلستان، ارتباط نزديك داشت و از طرف هارني به ماموريتي اطلاعاتي به كشور پاكستان سفر كرد.»&lt;BR&gt;فقط با تجزيه و تحليل اين گزارش اطلاعاتي ساواك كه از «پرونده انفرادي» وي برگرفته شده، چهره يك «جاسوس چهارجانبه» افشا مي گردد. جاسوسي كه هم از حمايت «پرويز ثابتي» در سازمان اطلاعات و امنيت (ساواك) شاه معدوم برخوردار بوده، هم به واسطه همكاري با «موساد» در جنگ شش روزه، موضعي علني و معطوف به حمايت از اسرائيل برگزيده، هم براساس دستور سرويس اطلاعات انگليس (&lt;FONT color=#ff0000&gt;MI5)&lt;/FONT&gt; به ماموريتي مخفي در پاكستان اعزام شده و هم در تعامل با «&lt;FONT color=#ff0000&gt;رابرت گيتز&lt;/FONT&gt;» (رئيس سابق سازمان جاسوسي &lt;FONT color=#ff0000&gt;CIA&lt;/FONT&gt;) در طيف جاسوسان دانشگاهي- رسانه اي براي اتاق ويژه ايران در سازمان سيا مشغول به كار است.&lt;BR&gt;گزارش حاضر، البته دلايل چرايي اين مدعاي پژوهشگران «كيهان» را اثبات مي كند.&lt;BR&gt;بنابراين بي سبب نيست كه معاون امنيتي ساواك و يكي از مخوف ترين عناصر اطلاعاتي حكومت شاه معدوم در گزارش هاي همين سازمان به عنوان حامي اصلي «شائول بخاش» معرفي مي گردد.&lt;BR&gt;خبرگزاري دولتي انگليس (&lt;FONT color=#ff0000&gt;بي بي سي&lt;/FONT&gt;) هم با انتشار ادعاهاي بخاش و در رد گزارش مستند «كيهان» مي نويسد: «دروغ است كه هاله اسفندياري و همسرش توسط سرويس جاسوسي موساد به تيم داريوش همايون در روزنامه آيندگان معرفي شدند. در واقع هيچ يك از اين دو در جريان تأسيس اين روزنامه نبوده اند و هرگز در اين روزنامه كار نكرده اند و مطلبي در اين روزنامه منتشر نكرده اند. زماني كه روزنامه آيندگان منتشر شد، آنها در ايران حضور نداشتند.»&lt;BR&gt;اين ادعاي شگفت كه نمونه آشكار «جعل تاريخ» است در حالي از سوي خبرگزاري هاي مشهوري كه خود را «منابع خبري موثق» معرفي مي كنند، منتشر مي شود كه حداقل دو سند جداگانه در ساواك با طبقه بندي حفاظتي «سري» كه منابع آن «مهدي سمسار»، «دكتر بهره مند» و «داريوش همايون» معرفي شده اند، كيفيت حضور «هاله اسفندياري» و «شائول بخاش» را در روزنامه صهيونيستي آيندگان افشا مي كنند. هر دو سند، يكي در سال 1378 و ديگري در سال 1383 براي افكار عمومي منتشر شده اند:&lt;BR&gt;در كتاب داريوش همايون به روايت اسناد ساواك (رجال عصر پهلوي) پيرامون تأسيس روزنامه «&lt;FONT color=#ff0000&gt;آيندگان&lt;/FONT&gt;» آمده است:&lt;BR&gt;«... شاه دستور اكيد صادر نمودند كه براي انتشار روزنامه آيندگان كمك هاي لازم از طرف دولت بشود. علاوه بر هيأت مديره گروه ديگري از جمله سيروس آموزگار، علي باستاني، شائول بخاش، هاله اسفندياري، كريم امامي و يكي دو نفر از نويسندگان جرايد، هر يك حاضر به خريد مقداري از سهام اين شركت شدند.»&lt;BR&gt;همچنين در اين رابطه به تازگي چاپ اول كتاب هشتم از جلد 77 «اسناد لانه جاسوسي آمريكا» از سوي «مؤسسه مطالعات و پژوهش هاي سياسي» به بازار كتاب عرضه شده كه عليرغم اتهام «شائول بخاش» به روزنامه «كيهان» مبني بر دروغ پردازي پيرامون حضور وي و همسرش در مؤسسه مطبوعاتي آيندگان، دروغ پرداز واقعي را اين زوج جاسوس نشان مي دهد. در صفحه 781 اين كتاب سندي با عنوان صورت مذاكرات «خيلي محرمانه» داريوش همايون با «&lt;FONT color=#ff0000&gt;مارتين هرتز&lt;/FONT&gt;»، كه رايزن وقت آمريكا در ايران به چاپ رسيده كه ضمن تائيد حضور «شائول بخاش» در پروژه «آيندگان» اذعان مي دارد: «نخست وزير هويدا با قدرت فراوان از اين پروژه حمايت مي كند، ارتشبد نصيري ]رئيس كل ساواك[ هم موافق است... ]اسدالله[ علم... نيز از وي ]داريوش همايون[ حمايت مي كند.»&lt;BR&gt;فراتر از نقش «محمدرضا پهلوي»، «اميرعباس هويدا»، «اسدالله علم» و ارتشبد «نصيري» در انتشار روزنامه آيندگان بايد به حلقه اي مفقود در اين ميان اشاره كرد. داريوش همايون كه هنگام جنگ شش روزه اعراب و اسرائيل به سرزمين هاي فلسطين اشغالي سفر كرد، به دليل رفاقت با «مئير عزري»، نماينده وقت اسرائيل در تهران، توانست موافقت وزارت خارجه اسرائيل و پشتيباني مادي و سياسي رژيم اشغالگر قدس را هم از «&lt;FONT color=#ff0000&gt;مؤسسه مطبوعاتي آيندگان&lt;/FONT&gt;» را هم جلب كند و سرانجام سرويس جاسوسي موساد در فينال رقابت با ديگر رقبا و حتي شركاي امنيتي، موفق به گزينش روزنامه نگاران مطلوب خود براي اين روزنامه شد؛ «شائول بخاش» در كسوت يكي از اين روزنامه نگاران در كادر سياستگذاري «آيندگان» جاي گرفت.&lt;BR&gt;وابستگي نظري اين جاسوس به تئوريسين هاي رسانه اي موساد، محدود به فعاليت وي در يك ارگان رسانه اي نبود. گزارش هاي سازمان اطلاعات و امنيت رژيم شاه معدوم با تجزيه و تحليل عملكرد مطبوعاتي «شائول بخاش» در سند ديگري كه آن هم با طبقه بندي حفاظتي «سري» در صفحه 82 «رجال عصر پهلوي» (جلد اول) به چاپ رسيده، به نوعي از واكنش سفارتخانه هاي كشورهاي عربي نسبت به مواضع «شائول بخاش» در روزنامه «كيهان» و حمايت صريح وي از جنگ اسرائيل ]جنايات[ اظهار نگراني مي كند:&lt;BR&gt;«همكار ديگر شائول بخاش، همسر او، هاله اسفندياري است، اما وجود آنها هميشه در كيهان مورد اعتراض سفارتخانه هاي عربي بوده است و مخصوصاً بخاش به عنوان يك عنصر اسرائيلي در ايران معروف است تا آنجا كه ناچار شده نام خود را ]در امضاي مقالات[ از شائول به آلفرد تغيير دهد.»&lt;BR&gt;بنابراين سازمان جاسوسي ساواك كه از رقابت سرويس هاي اطلاعاتي اسرائيل و آمريكا در ايران و حضور نويسندگان عضو موساد و سيا در مؤسساتي چون «آيندگان» و «كيهان» احساس خطر كرده بود، در سرويس دهي اطلاعاتي خود به دربار شاه معدوم مي كوشيد تا به كارگزاران فرهنگ و سياست پيرامون حضور مهره هاي اسرائيل در روزنامه هاي مشهور آن روزگار هشدار دهد.يكي از اين عناصر سازمان جاسوسي موساد كه بنا به اوصاف منتشره در تحليل هاي ساواك نه تنها پنهان كه معروف نيز هست، كسي جز «شائول بخاش» نبود. او حتي مجبور به تغيير نام خود به «آلفرد» شد و امروز هم به همان سياق سابق در اين پندار خام است كه مي تواند پشت نام ها و عناوين مجعول و مستعار، ادعاهاي دروغ و در پس نقاب پژوهش و پژوهشگري، يك عمر «هويت امنيتي-اسرائيلي» خود را پنهان كند!&lt;BR&gt;بديهي است با نظر به اين استنادات آشكار پژوهشگران كيهان و تطبيق آن با مدعاهاي خبرگزاري آسوشيتدپرس كه از زبان «شائول بخاش» گزارش مستند كيهان را انكار مي كند، گريبان آسوشيتدپرس را «رسوايي اعتباري» و «فضاحتي حرفه اي» گرفته است كه سهل و ساده از ياد ناظران نخواهد رفت و در تاريخ اين خبرگزاري خواهد ماند.&lt;BR&gt;فراتر از اين رسوايي و فضاحت، نشرياتي هستند كه در سال هاي گذشته با اطلاع از سوابق و فعاليت هاي اين «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جاسوس چهارجانبه&lt;/FONT&gt;» به نشر مقالات او كه در ستايش ديگر روزنامه نگاران جاسوس نگاشته شده، پرداخته اند. ماهنامه «بخارا» به سردبيري علي دهباشي (مورخ خودخوانده تاريخ مطبوعات) در چهل و دومين شماره خود يادنامه اي را براي كريم امامي (ويراستار ارشد در مؤسسه فرانكلين) منتشر كرده كه در كنار افرادي چون ابراهيم گلستان و شائول بخاش نيز در مقاله اي با نام «ياد دوست» به تجليل از كريم امامي به چاپ رسيده است.&lt;BR&gt;«شائول بخاش» كه هم از سوي خبرگزاري هاي صهيونيستي (كه همگي مديران مشتركي با كارخانه ها و شركت هاي تجاري اسرائيلي- آمريكايي دارند)و هم در نشريات زنجيره اي مدعي اصلاح طلبي با عناوين «استاد دانشگاه جرج ميسون» و... معرفي مي شود، از دوستان نزديك «&lt;FONT color=#ff0000&gt;رابرت گيتس&lt;/FONT&gt;» رئيس سابق سازمان جاسوسي آمريكا و وزير كنوني دفاع در دولت «&lt;FONT color=#ff0000&gt;جرج دبليو بوش&lt;/FONT&gt;» است. در اوت 2004 هنگامي كه يك كميته تحقيقاتي ويژه به رهبري «&lt;FONT color=#ff0000&gt;زيبيگينو برژينسكي&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT color=#ff0000&gt;رابرت گيتي&lt;/FONT&gt;» از طرف شوراي روابط خارجي ايالات متحده مسئول تحقيق درباره سياست داخلي و خارجي ايران و چگونگي تعامل آمريكا با ايران شد، به عنوان تحليلگر اطلاعاتي- امنيتي در اين كميته ويژه حضور دارند.&lt;BR&gt;عليرغم تمام اين وابستگي هاي جاسوسي و اميد اين زوج صهيونيست به فروپاشي جمهوري اسلامي ايران «شائول بخاش» در نامه اي كه از خانه خود در «پوتوماك» براي مؤسسه كيهان نمابر كرده، آورده است : «كتاب حكومت آخوندها: ايران و انقلاب اسلامي در سال 1364 منتشر شده، نه در سال .1361» اولاً روزنامه كيهان در گزراش مستند خود تاريخ نشر اين كتاب را سال 1362 اعلام كرده و ثانياً آقاي بخاش در ساعت 45/19 مورخ 3/12/1363 با بخش فارسي راديو «بي بي سي» با حضور در برنامه «صحبت اهل نظر» با «باقر معين» پيرامون اين كتاب گفت وگو كرده است. بنابراين مدعاي پژوهشگران روزنامه «كيهان» مبني بر اينكه نشريه «راه زندگي» ارگان كلوپ صهيونيستي روتاري، در مورخ 28/11/1362 صفحاتي از نشريه خود را به بهانه انتشار اين كتاب اختصاص داد، برخلاف پاسخ «شائول بخاش» كذب نيست. بلكه «دروغ» و «كذب» حسب اسناد و سوابق منتشر در كتاب ها و پژوهش هاي منتشر شده تاريخي- مطبوعاتي مدعاهاي ايشان است كه مي پندارد روزنامه «كيهان»، مخاطبان آن و پژوهشگران حوزه تاريخ و مطبوعات، چون اربابان او خنگ و خام هستند كه هر ترهاتي را به نام تحليل و تاريخ بپذيرند و با آسمان و ريسمان هاي مجعولي كه نويسندگان و رسانه هاي خائن نشر مي دهند، چون و چرا نكنند. «هوشياري» و «چون و چرا»مقتضاي ذات پژوهشگران مسلمان است؛ وصفي كه اين جنس از زوج ها و خاندان هاي جاسوس نفهميده اند.&lt;BR&gt;بر پايه همين دال و مدلول ها، مستندات تاريخي و ادله اثبات قضايي پيرامون «شائول بخاش» و «هاله اسفندياري» دادگاه انقلاب اسلامي ايران در ابتداي دهه هفتاد حكم بدوي مصاره اموال منقول و غيرمنقول اين زوج جاسوس را كه در ابتداي دهه شصت تحت عنوان «قرار موقت سرپرستي» صادر شده بود، ابرام مي كند. تنها بخشي كوچك از اموالي كه آن ها به پاس فضاحت هاي صهيونيستي خود و خيانت به هم ميهنان خود غصب كرده بودند، ويلايي مسكوني به مساحت هفتصد و شصت متر در خيابان ميرداماد، خيابان نفت، كوي دوم و ديگري ساختماني دو طبقه در ميدان بهارستان، خيابان كمال الملك، و چندين ملك ديگر كه با حكم دادگاه انقلاب اسلامي ايران، مصادره و به بيت المال براي انتفاع عموم مردم ايران، اعاده شد.&lt;BR&gt;اگرچه در روزهاي گذشته خبرگزاري هاي آسوشيتدپرس، بي بي سي، راديو فردا، صداي آمريكا (VOA)، روزنامه هايي چون «نيويورك تايمز» و «واشنگتن پست»، سايت هاي اينترنتي چون «روز آن لاين»، «واشنگتن پريزم» و...دروغ پراكني هاي «شائول بخاش» عليه «كيهان» و فرافكني هاي او پيرامون نيم قرن حرفه جاسوسي خود و همسرش را با اشتياق در اخبار نخست خود قرار دادند، اما راه افتادن اين كارناوال رسانه اي - تبليغاتي براي بازداشت «هاله اسفندياري» كه پيشينه وي طي گزارش مستقل منتشر شد. حكايت از پيوندهاي ديرينه آنان با كانون و مركزيت آژانس يهود دارد، چرا كه عليرغم جنجال ها و منازعات بسياري كه تا امروز رسانه هاي اروپايي و آمريكايي براي جلوگيري از تعقيب قانوني عناصر وابسته خود در ايران به راه مي انداختند، صورتبندي جديد اخبار منتشره، سطح توزيع آاين رويارويي نوين با نمونه هاي پيشين تفاوت هاي فاحش دارد. در اين ميان تقاضاهايي از جنس درخواست آزادي اين جاسوس از سوي «شان مك كورمك، سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا، رايس وزير امور خارجه بيانيه هاي سناتورهاي دموكرات كنگره چون «هيلاري كلينتون» و «براك اوباما» را در حمايت از اين زوج جاسوس از ياد نبريد!&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 26 May 2007 11:38:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پروژه جنگ رواني آمريكا عليه ايران</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;تشكيلات و چارت مراكز سازماندهي، هدايت و كنترل عمليات رواني يك مقوله سري بوده و از سوي همه كشورها مخفي نگاه داشته مي شود. سازمان هاي عمليات رواني عمدتا در ذيل مراكز نظامي، امنيتي و تحقيقات استراتژيك قرار گرفته و با سرويس هاي اطلاعاتي رابطه تنگاتنگي دارند.&lt;BR&gt;مقارن اولين سال شركت دولت آمريكا در جنگ جهاني دوم قريب نه آژانس غيرمتشكل از نظامي و غيرنظامي هدايت و رهبري جنگهاي رواني بر عليه دشمن را به عهده داشتند1 ولي در سال 1950 براي نخستين بار يك سازمان منسجم توسط هاري ترومن تشكيل مي شود و آن كميسيون روان شناسي يا استراتژي رواني نام مي گيرد. در همان مقطع دولت ترومن به منظور كسب آمادگي براي اجراي جنگ رواني در كره، پروژه اي را با عنوان «&lt;FONT color=#0000ff&gt;نبرد حقيقت&lt;/FONT&gt;» يا «&lt;FONT color=#0000ff&gt;تهاجم عظيم و قدرتمند رواني&lt;/FONT&gt;» با بودجه اي معادل 121 ميليون دلار تصويب كرد. و در سال 1953 اين شورا توسط آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريكا- كه معتقد بود «&lt;FONT color=#0000ff&gt;مي بايست بدون خونريزي باعث اعمال اراده آمريكا بر جهان شد&lt;/FONT&gt;»- به كميته دائمي عمليات رواني تبديل مي شود. ازآن زمان تاكنون، سازمان هاي عمليات رواني- تبليغاتي آمريكا با توسعه اي روزافزون همواره به عنوان يكي از بازوهاي اصلي آن كشور در جنگ و صلح عمل كرده اند.&lt;BR&gt;در دنياي امروز كه تحولات تكنولوژيك در زمينه الكترونيك، بويژه تكنولوژي فضائي كه ابزار سلطه كشورهاي پيشرفته صنعتي بر كشورهاي جهان سوم را فراهم كرده، واحدهاي رواني سازمان يافته آمريكا طيف وسيعي از راديوها، تلويزيون ها، ماهواره ها، كتابخانه ها، بورس هاي دانشگاهي، خانه هاي فرهنگي، آژانس هاي تبليغاتي و تحقيقاتي، مراكز فيلم سازي، واحدهاي جنگ رواني نظامي، تشكيلات ستادي و امثال آنها را شامل مي شوند.&lt;BR&gt;ابزار عمليات رواني در جهان امروز «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جهان ذهني و غيرذهني&lt;/FONT&gt;» را بدنيا مخابره مي كند و تعيين مي كند كه مثلا مردم دنيا امروز به كودتا در فيليپين و فردا به لايه ازن و روز بعد به ايدز و هفته بعد به موضوع ديگري فكر كنند و همه اين دستور جلسه ها از سوي كساني براي مردم دنيا تعيين مي شود كه كنترل خبرگزاري ها و رسانه هاي بين المللي را در دست دارند. در اين خصوص، آسوشيتدپرس 17 ميليون واژه، يونايتدپرس 11 ميليون واژه، فرانس پرس 3 ميليون و 350 هزار واژه و رويتر يك ميليون و 500 هزار واژه به جهان مخابره مي كنند به عبارت دقيقتر اين چهار غول روزانه چهل ميليون كلمه، كه 28 ميليون كلمه آن از سوي دو خبرگزاري آسوشيتدپرس و يونايتدپرس متعلق به آمريكا، خدنگ وار به جهان شليك مي كنند.&lt;BR&gt;با نگرش به اينكه عمليات رواني در طيف وسيعي اعم از زمان جنگ يا صلح در عرصه هاي سياسي، اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و... بر عليه كشورهاي هدف بكار گرفته مي شود. از اينرو بايد ميان عمليات رواني كه بعنوان يك حلقه واسطه اي يا حمايتي از پازل يك راهبرد، برنامه و يا تاكتيك غيررواني مثلا نظامي، اقتصادي و يا سياسي انجام مي گيرد، با عمليات رواني كه خود بعنوان هدف استراتژيك طراحي شده و اقدامات غيررواني بصورت حمايتي يا تكميلي در ذيل هدف استراتژيك رواني شكل مي گيرد، تفكيك قائل شد. فلذا در اين مقاله فقط در مقام تبيين عمليات رواني آمريكا عليه ايران از نوع دوم آن مي باشيم.&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;اهداف استراتژيك رواني آمريكا عليه ايران&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;:&lt;BR&gt;عمليات رواني آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران ازروز پس از پيروزي انقلاب اسلامي 22 بهمن 57 آغاز شد و در طول سه دهه گذشته به انحاء مختلف تداوم يافت، اما با توجه به ناكامي آمريكا در اعمال نظام تك قطبي از طريق سياسي و اقتصادي بعد از فروپاشي شوروي و نظام دوقطبي از يك سو، و تحكيم ثبات و امنيت، توسعه پايدار و رشد علمي فزاينده ايران اسلامي به سمت يك كشور قدرتمند و برخوردار از انرژي هسته اي و نيز ايفاي نقش يك بازيگر مدبر، با نفوذ و تعيين كننده در عرصه روابط بين الملل منطقه اي و بين المللي، از سوي ديگر، و همچنين هزينه بر و پرمخاطره بودن رويارويي نظامي با ايران، بدنبال حوادث 11 سپتامبر 2001 و شكل گيري روند رو به تزايد جنگ هاي نامتفارن، بر شدت وحدت عمليات رواني خود عليه جمهوري اسلامي افزود.&lt;BR&gt;بطور كلي آمريكا عليه جمهوري اسلامي داراي پنج هدف استراتژيك رواني است كه در سه دهه گذشته ثابت باقي مانده، اگرچه در مقاطع مختلف زماني به تناسب ماهيت و وزن متغيرها، از حيث حجم، نوع و تنوع تاكتيك ها و تكنيك ها تفاوت هاي جدي بين آنها مشاهده مي شود.&lt;BR&gt;اهداف استراتژيك رواني آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران عبارتند از:&lt;BR&gt;1- ارائه چهره مخوف از اسلام و جمهوري اسلامي در نزد افكار عمومي جهان بخصوص غرب&lt;BR&gt;2- ترسيم ايران محور شرارت در منطقه و جهان&lt;BR&gt;3- ناكارآمدي دين دراداره جامعه و چالش مشروعيت&lt;BR&gt;4- ارائه تصوير آرماني ازارزش هاي آمريكايي و ليبرال دموكراسي آمريكا&lt;BR&gt;5- تلقين به بروز اجماع جهاني عليه ايران&lt;BR&gt;اكنون به شرح اجمالي هر يك از اهداف استراتژيك رواني و ارائه تاكتيك ها و اقدامات آمريكا در دستيابي به اهداف استراتژيك رواني، مي پردازيم.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;الف) تصوير وارونه و مخوف ازاسلام&lt;/FONT&gt;:&lt;BR&gt;رسانه هاي غرب همواره از اسلام تصويري افسانه اي ارائه داده اند، افسانه اي برگرفته از داستان هاي هزار و يك شب كه مملو از حرمسرا، كاخ هاي سربفلك كشيده، فرش هاي پرنده، ثروت هاي بي پايان، مبارزان و جنگجويان خشن و راهزنان بي رحم است. در تصويري كه رسانه هاي غرب از اسلام ارائه مي هند، مسلمانان را افرادي بي رحم و با عقايد افراطي معرفي مي كنند.&lt;BR&gt;سالها پيش شايعه اي در گرفت كه به نقل از مايكل براون عنصر وازده سيا مي گفت در اواخر دهه 80 طرح مبارزه با تشيع و جان نثاري معنوي مسلمانان در اين سازمان مخوف تدوين شده است. مهم نبود چقدر اين شايعه صحت داشت، مهمتر تحقق اين شايعه بود. جنبش جنگ طلب نو محافظه كار آمريكا زمان را مناسب ديد. زمينه هاي تشكيل و تقويت طالباني گري را طرح ريزي نمود. ملايان افراطي و سنگ صفتي كه آمده بودند تا چهره اي مخوف از اسلام ترسيم كنند. سناريويي كه بر مبناي آن مي توانستند دشمن شماره يك براي آمريكا بتراشند. طالبان رشد نمود و اين غده سرطاني عمق افغانستان را بلعيد. حال هنگام نقطه اوج فيلم دلخواه آمريكايي فرا رسيده بود. يك نفر بايد كليد را فشار مي داد و 11 سپتامبر اين گونه آفريده شد. از 11 سپتامبر 2001 به اين سو آمريكا هرچه خواست كرد و براي پيشبرد مقاصد زورمدارانه خود تا توانست رعب و وحشت از اسلام را ريشه دار كرد. رويكرد مغرضانه رسانه هاي غربي باعث شده است تا مردم آمريكا و اروپا به اشتباه گروه هاي مسلح و تندرويي همچون القاعده را نمايندگان واقعي مسلمانان و دين اسلام بپندارند.&lt;BR&gt;پس از حملات 11 سپتامبر، رسانه هاي آمريكا عليه اسلام و مسلمانان تبليغات منفي به راه انداخته و باعث گسترش دشمني مردم غرب عليه اين دين آسماني شده اند. اين مسئله زندگي مسلمانان و به خصوص اعراب ساكن كشورهاي غربي را به خطر انداخته است. تبليغات منفي رسانه هاي آمريكايي، درك غربي ها از اسلام را تحت تاثير قرار داده و باعث گسترش جهت گيري منفي مردم آمريكا و اروپا عليه مسلمانان شده است.&lt;BR&gt;غربي ها اسلام را معمايي ناشناخته و پديده اي عجيب و غريب و مملو از افسانه تلقي مي كنند. آنها عقيده دارنداسلام مشوق اعمال و رفتارهاي غيرمنطقي و افراطي است. چنين برداشتي غير از ارائه اطلاعات نادرست درباره اسلام و درك اشتباه از آداب و رسوم و فرامين اين دين، دليل ديگري ندارد.&lt;BR&gt;مسلمانان اخيرا شاهد توهين رسانه هاي غرب به اسلام و پيامبر مسلمانان بودند كه تحت عنوان آزادي بيان و مطبوعات انجام گرفت. در اواخر سال گذشته ميلادي رسانه ها از چاپ تصاوير اهانت باري از پيامبراسلام خبر دادند. يك روزنامه دانماركي، بي توجه به باور و عقايد مسلمانان كه به تصوير كشيدن چهره پيامبرشان را مجاز نمي دانند، كاريكاتورهايي از وي به چاپ رسانده بود. پس از آنكه يك نويسنده اعلام كرده بود كسي جرئت چاپ تصوير پيام اسلام را ندارد، مسئولان روزنامه دانماركي Jyllauds-Posten با دعوت از كاريكاتوريست هاي كشورشان از آنها خواستند تا از چهره پيامبر اسلام چندين كاريكاتور ترسيم كنند. 12 كاريكاتور تحت عنوان «آيا ترس از خشم مسلمانان مي تواند آزادي بيان را از بين ببرد؟» چاپ شد.&lt;BR&gt;ارائه تصوير مخوف از اسلام و مسلمانان با تاكتيك ها و تكنيك هاي مختلفي بوقوع پيوسته و بعدها نيز در شكل و شمائل ديگر تداوم خواهد يافت. برخي از شگردهايي كه تاكنون مطرح شده عبارتند از تحريف در تاريخ، معرفي غيرواقعي از پيامبر(ص) نظير آيات شيطاني سلمان رشدي، ساخت فيلم هاي مستهجن، غيراخلاقي و خشن از زندگي مسلمانان، خلق طالبان و معرفي آن بعنوان اسلام، بديل سازي عمليات تروريستي انتحاري بجاي عمليات استشهادي، ساختن كارتون ها و بازي هاي انيميشن با هدف ضرورت كشتن و نابود كردن مسلمانان و...&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ب) ايران محور شرارت&lt;/FONT&gt;:&lt;BR&gt;از اواخر دهه 80 به اين سو آمريكاييان به عنوان دارنده گواهينامه دخالت در امور جهان هر ترفندي را تمهيد كردند تا دشمنان فرضي خود را گسترش دهند. جنگ صليبي كفار از استراتژي انگليسي «تفرقه بينداز و حكومت كن» به راهبرد آمريكايي «تفرقه بينداز و نابود كن» تغيير يافت. مستندات چنين رويكردي بسيار است. جنگ غرب عليه اسلام چند سالي است كه مي رود با ياري ابر رسانه ها به جنگي تمام عيار تبديل شود. مقامات كاخ سفيد در صدد بودند كه در مناسبات خود با تهران با سامانه جديدي ايجاد كنند، سامانه اي با وضعيت ويژه: الف) ترسيم تصويري از جمهوري اسلامي ايران كه نه تنها مخالف آمريكا بلكه مخالف اروپا و ساير قدرت هاي جهاني است.&lt;BR&gt;ب) از طريق تداوم وضعيتهاي فوق، مقدماتي را فراهم كند كه در آينده استفاده از خشونت عليه ايران در افكار عمومي مردم آمريكا و نيز مردم جهان قابل توجيه باشد.&lt;BR&gt;در اسفند سال 1371 وزير خارجه آمريكا وارون كريستوفر در كميته خارجي سناي آن كشور، ايران را كشوري قانون شكن توصيف و ادعا كرد كه ايران در نقاط مختلف جهان به گروه هاي تروريستي كمك مي كند. و سلاح هاي كشتار جمعي مي خرد. آمريكايي ها به بهانه حراست از ملل جهان و امنيت و ثبات منطقه اي، موقعيت خود را دراين خليج هميشه فارس تثبيت كردند. طي ساليان گذشته هر جا كه نياز به فتح داشتند واژه تروريسم و خطر جهاني را به ميان آوردند و هركسي را كه خواستند با اين دستاويز به بند كشانيدند.&lt;BR&gt;برنامه دولت بوش در مورد ايران وارد كردن اتهامات بي اساس به اين كشور است. فيليپ جرالدي، افسر اطلاعاتي سابق ارتش آمريكا و افسر دايره مبارزه با تروريسم سازمان سيا در شماره ماه اوت نشريه «امريكن كانزروتيو» مقاله اي نوشت كه در آن آمده بود ديك چني، معاون رئيس جمهور، به نيروي هوايي دستور داده است براي حمله هوايي به سايت هاي هسته اي ايران آماده شوند. جرالدي دراين مقاله اظهار داشته است: كليه شواهد حاكي از آن است كه ايران به سرعت درحال پيشروي به سمت دستيابي به توانايي هسته اي تجاوزكارانه است. جمهوري اسلامي ايران درحال حاضر با در اختيار داشتن بيش از ده سايت هسته اي كه بسياري از آنها مخفي و شديداً مستحكم مي باشند، كليه مقدمات را براي ساخت تسليحات اتمي مهيا كرده است. دولت ايران با جديت بر روي تبديل پلوتونيم و غني سازي اورانيم كار مي كند كه هر دو از جمله مراحل ساخت بمب اتمي مي باشند. همچنين مدارك فراواني از توسعه مخفيانه فعاليت هاي هسته اي در دست است كه شاهد آن تعامل ديپلماتيك غيرشفاف با آژانس بين المللي انرژي اتمي و «پاكسازي» سايت هاي مشكوك پيش از انجام بازرسي ها بوده است.&lt;BR&gt;بنابر ارزيابي سازمان امنيتي شين بت رژيم صهيونيستي در اوايل سالجاري، حزب الله بيش از پنجاه هسته تروريستي فلسطيني را در سال 2004 هدايت مي كرده كه نسبت به سال 2002 هفت برابر شده است.&lt;BR&gt;حزب الله- طي دوسال گذشته، محموله هاي بزرگ موشك از ايران- با همكاري سوريه- كه براي حزب الله لبنان ارسال شده، خطر اين سازمان را براي اسراييل افزايش داده و اين احتمال را شدت بخشيده كه تهران در صورت بروز بحراني سياسي يا نظامي، جبهه جديدي را از شمال رژيم صهيونيستي عليه آن خواهد گشود.&lt;BR&gt;عمليات رواني راديويي آمريكا در تلاش رواني خود عليه ايران از چهار موضوع فراملي 1- حمايت از تروريسم 2- تلاش براي توليد سلاح هاي هسته اي 3- مداخله در امور كشورهاي ديگر 4- عامل تشنج خاورميانه؛ استفاده كرده است. آن دستگاه طي 32 ساعت برنامه راديويي 54 مرتبه از چهار موضوع مذكور استفاده كرده است و 23 مرتبه ادعا كرده است كه «ايران درپي دستيابي به سلاح هاي كشتار جمعي است». در همين رابطه، همكاري اين كشور با سوريه و حزب الله لبنان معني پيدا مي كند. با توجه به اين موضوع است كه هر زمان در تحولات خاورميانه كوچك ترين نفوذپذيري از ايران ديده مي شود دستگاه هاي تبليغاتي با بوق و كرنا سعي مي كنند آن را به شدت بزرگنمايي كنند. موضوع كشتي كارن- آ كه رژيم صهيونيستي در ماه ژانويه 2002 آن را در بندر عقبه توقيف كرد نشانه بارزي بر ديدگاه فوق است. رژيم صهيونيستي ادعا مي كرد كه آن كشتي حامل 50 تن اسلحه براي فلسطيني ها بود. دستگاه تبليغاتي آمريكا براساس ادعاهاي اين رژيم تبليغات عريض و طويلي را عليه تهديد جمهوري اسلامي به راه انداختند. و نيز به مخاطبان اين طور القا مي كند كه اولا ايران مسئول نتيجه بخش نبودن روند صلح ميان رژيم صهيونيستي و اعراب است و ثانياً، بدون حمايتهاي مختلف ايران، فعاليتهاي گروه حماس، جهاد اسلامي، حزب الله لبنان و... عليه اين رژيم اصلا صورت نمي پذيرفتند.&lt;BR&gt;صورت ديگر جنگ رواني غرب و بخصوص آمريكا عليه ايران، استفاده از حوادث پر سر و صدا و جنجال برانگيز براي منحرف كردن ذهن مردم جهاني جهان از برخي پديده هاي مهم سياسي است. مثل هواپيماربائي، انفجار بمب در فلان نقطه جهان، مسئله حقوق بشر و نظاير آنها توجه مردم دنيا را به اين گونه حوادث معطوف داشته و در همه اين موارد لبه تيز حمله و اتهام متوجه ايران است.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ج) ناكارآمدي و بحران مشروعيت:&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;شاخص هاي رفتاري و فرهنگ سياسي ايران در برابر اقدامات هجومي و عمليات نظامي در سال هاي گذشته نشان داده است كه خطرپذيري مقامات و جامعه ايراني گسترده و فراگير است. گراهام فولر در اين باره مي گويد: «تصور بر اين است كه ايراني ها درباره نقش بيگانگان در فرهنگ و سياست خود حساسيت دارند. اين نگاه به قدرت بيگانه، به نوعي بدبيني به ماهيت قدرت منجر مي گردد. در چنين شرايطي ممكن است اشغال نظامي ايران كار ساده اي باشد، اما آرام سازي و ثبات سازي آن كار دشوار و پرمخاطره اي تلقي مي شود... به قول معروف، بلعيدن ايران آسان، اما هضم آن دشوار است. تاخت و تازهاي يونانيان به فرماندهي اسكندر مقدوني، فتوحات اعراب، هجوم هاي مغولان و تركان و تهاجم غرب در قرن نوزدهم و بيستم همگي به تعبيري در فرهنگ سياسي ايران جذب شده و يك فرهنگ كاملا پيچيده را به وجود آورده است... به گفته يك ايراني، شكست ما را سخت تر مي كند.» حتي در سال 1980 كه اوج تعارض ايران و آمريكا بود و از سوي ديگر قابليت هاي منطقه اي آمريكا بيشتر از دوران موجود بوده است، اين كشور از عمليات نظامي پردامنه استفاده نكرده و براي محدودسازي قدرت ايران از ابزارهاي غيرمستقيم و جنگ نيابتي (Proxy war) بهره گرفته است.&lt;BR&gt;استراتژيست هاي آمريكايي شكل جديدي از معادله قدرت را طراحي كرده اند. آنان معتقدند ويژگي هاي جنگ بزرگ (Grand war) با تغييراتي همراه گرديده است. «جوزف ناي» اين پرسش ها را مطرح مي كند كه مشخصه پيروزي در عمليات نظامي و اقدامات امنيتي كدام است؟ آيا مي توان حجم آتش مورد استفاده در جنگ را نمادي از جنگ بزرگ دانست؟ وي در پاسخ به اين سؤالات مي گويد، مشخصه پيروزي بزرگ آن نيست كه كشوري در اقدامات نظامي خود بتواند ارتش كشور ديگري را مغلوب و يا آن كه مجموعه ابزارها و ساختارهاي نظامي را نابود كند. مشخصه جنگ بزرگ را بايد در اين امر دانست كه عمليات نظامي عليه كشوري خاص چه نتايجي را به وجود مي آورد و چه موقعيت هايي را مي آفريند؟ جنگ عراق صرفاً معادله امنيت و قدرت در خاورميانه را با ابهام بيشتري همراه ساخت. بنابراين بعيد به نظر مي رسد كه آمريكا الگوي مشابهي را در مواجهه با جمهوري اسلامي ايران مورد استفاده قرار دهد. در چنين شرايطي، آمريكا ترجيح مي دهد از الگوهاي كم هزينه تري در مواجهه با ايران استفاده كند، به طور كلي هزينه هاي سياسي و امنيتي اشغال ايران بي نهايت گسترده و فراگير است.&lt;BR&gt;از اينرو فعال سازي عمليات رواني و بهره گيري از قدرت نرم عليه ايران در روند جديد، عمليات رواني و اقداماتي كه مبتني بر جلوه هايي از جنگ نامتقارن است از اهميت و مطلوبيت بيشتر و فراگيرتري برخوردار شده است.&lt;BR&gt;عمليات نامتقارن آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران داراي ويژگي هاي مشتركي با جنگ كم شدت است. اين گونه اقدامات مبتني بر نبرد غيرمستقيم است و در نتيجه آمريكايي ها در سطح فراگير خود را درگير اقدامات نظامي و عملياتي نمي كنند. الگوي رفتاري آمريكا در شرايط موجود مبتني بر بهره گيري از تكنيك هاي نرم افزاري است. كشورهايي كه از قابليت نظامي مؤثر برخوردارند، اما بهره گيري از اين ابزارها منجر به ظهور چالش هايي براي آنان مي شود، از نبردهاي نامتقارن استفاده و در نتيجه تلاش مي كنند تا هزينه هاي عملياتي خود را كاهش دهند. در اين روند، آمريكا تمايلي به بهره گيري از ابزارهاي نظامي نشان نمي دهد و در نتيجه تلاش مي كند تا اهداف خود را در روند طولاني تري تحقق بخشد. در چارچوب عمليات نامتقارن عليه ايران مي توان اجرايي سازي طرح «دمكراسي در ايران» را مورد ملاحظه قرار داد.&lt;BR&gt;يكي از مراكزي كه در چارچوب عمليات نامتقارن عليه ايران فعاليت مي كند، مؤسسه آمريكايي اينترپرايز است. در اين مؤسسه افرادي همانند مايكل لدين، برنارد لوئيس و سام براون بك فعاليت مي كنند. افراد ياد شده بر ضرورت تعارض با ايران تأكيد دارند اما در شرايط موجود بهره گيري از ابزارهاي نظامي را غيرمطلوب و غيرمؤثر مي دانند. مؤسسه ياد شده در صدد طراحي انقلاب مخملي در ايران است.&lt;BR&gt;برنامه ريزان عمليات نامتقارن اعتقاد دارند كه هرگونه اقدام سرعتي و عمليات سريع منجر به شكل گيري فرايندهايي مي شود كه امكان مهار آن وجود نخواهد داشت. بنابراين اقدامات نامتقارن، برخلاف عمليات نظامي براي دوران طولاني، سازماندهي شده است. هرگونه تعجيل در اقدامات امنيتي مي تواند نتايج مخاطره آميزي را به وجود آورد.&lt;BR&gt;بررسي برنامه هاي دو شبكه راديو فارسي آمريكا، (راديو صداي آمريكا و راديو فردا) كه به مدت دو هفته ضبط شد. سپس با استفاده از روش تحليل محتوا، موضوعات و روشهاي عمليات رواني و انواع عوامل و مخاطباني كه از آن راديوها استفاده مي كردند، تحليل انجام شد و نتايج نشان داد كه آمريكا در عمليات رواني خود عليه ايران، به لحاظ موضوع، عوامل و روش متنوع و متكثر است. از جمله آنها:&lt;BR&gt;1-جنگ قدرت بين مسئولان كشور&lt;BR&gt;2-پنهان كاري مسئولان كشور&lt;BR&gt;3-بي كفايتي مسئولان كشور&lt;BR&gt;4-تبعيض جنسي در ايران&lt;BR&gt;5-تماميت خواهي حكومت&lt;BR&gt;6-آموزش و پرورش ناكارآمد&lt;BR&gt;7-گروههاي فشار&lt;BR&gt;8-نهادهاي نظامي&lt;BR&gt;9-نهادهاي انتصابي&lt;BR&gt;10-مردمي نبودن حكومت&lt;BR&gt;11-القاي ناكارآمدي نظام اسلامي&lt;BR&gt;12-تقويت روحيه گروههاي اپوزيسيون&lt;BR&gt;13-ايجاد نگرش منفي در مردم نسبت به نظام&lt;BR&gt;14-تضعيف ارزشها و هنجارهاي ديني&lt;BR&gt;15-ايجاد نگرش منفي در مردم نسبت به مسئولان نظام&lt;BR&gt;16-القاي يأس و نااميدي در مردم&lt;BR&gt;17-تهييج اقوام عليه نظام&lt;BR&gt;18-تهييج اقليتها عليه نظام&lt;BR&gt;19-ترغيب مردم به انجام كنشهاي اعتراض آميز&lt;BR&gt;20-تضعيف روحيه نيروهاي حامي نظام&lt;BR&gt;21-ايجاد اختلاف بين نظاميان&lt;BR&gt;22-تشديد اختلاف گروههاي درون نظام&lt;BR&gt;23-ترغيب مردم به عدم مشاركت سياسي&lt;BR&gt;24-ايجاد نگرش منفي در مردم نسبت به روحانيت&lt;BR&gt;دستگاه عمليات رواني آمريكا در عمليات راديويي خود عليه ايران از ميان موضوعات، از سه موضوع زير بيش از بقيه استفاده كرده است. 1-مردمي نبودن حكومت 2-بي كفايتي مسئولان كشور 3-جنگ قدرت بين مسئولان كشور. عمليات رواني راديويي آمريكا تلاش كرده است تا به مخاطبان خود القا كند كه:&lt;BR&gt;1-جمهوري اسلامي ايران فاقد مشروعيت مردمي است و اين حكومت اساسا در پي برآوردن اميال و خواسته هاي مردم خويش نيست.&lt;BR&gt;2-مسئولان ايراني فاقد مهارت و توانايي كافي براي اداره كشورند، آنان در اداره كشور از روشهايي بهره مي برند كه فاقد كارآيي و اثربخشي اند.&lt;BR&gt;3-مسئولان كشوري بيش از آنكه در پي تحقق خواسته هاي مردم و گشودن گره از مشكلات مردم باشند، درگير تنش، چالش و كشمكش با يكديگرند. به تعبير راديو فردا «هر گروه از مسئولان حكومت اسلامي مي كوشد تا به هر قيمتي خود را در قدرت نگه دارد، به همين خاطر آنان گاهي آنچنان با يكديگر در چالش اند كه مردم را فراموش مي كنند.» بيشترين حجم عمليات رواني راديويي آمريكا عليه ايران به موضوع حقوق و آزاديهاي مردمي مربوط است. به گونه اي كه از بين پنجاه موضوع، 15 موضوع به اين مؤلفه اختصاص يافته است.&lt;BR&gt;فراواني تكرار موضوعات مربوط به مؤلفه آزاديهاي مردمي:&lt;BR&gt;1-نقض حقوق بشر&lt;BR&gt;2-زندانيان سياسي&lt;BR&gt;3-نقض حقوق اقليتها&lt;BR&gt;4- نبود آزادي بيان&lt;BR&gt;5-سركوب آزادي خواهان&lt;BR&gt;6-محدود ساختن مطبوعات&lt;BR&gt;7-نارسايي قانون اساسي&lt;BR&gt;8-خشونت طلبي&lt;BR&gt;9-سركوب اهل هنر&lt;BR&gt;10-روشنفكر ستيزي&lt;BR&gt;11-حجم زياد زندانيان&lt;BR&gt;12-سرويسهاي مختلف اطلاعاتي&lt;BR&gt;13-فيلترينگ&lt;BR&gt;14-محدوديت اساتيد&lt;BR&gt;15-انتخابات غير دمكراتيك&lt;BR&gt;دو راديوي مورد بحث در عمليات رواني خود عليه ايران تلاش كرده اند تا به مخاطبان خود القا كنند كه: در ايران آسيبهاي اجتماعي به اوج خود رسيده است، مردم از عملكرد متوليان نظام ناراضي اند، حكومت ايران با محدودكردن آزاديهاي اجتماعي، عرصه را بر مردم تنگ كرده است.&lt;BR&gt;خلاصه نتايج به دست آمده، نشان مي دهد بالاترين توافق بر سر (ايجاد اختلاف بين جناحها و گروه هاي درون نظام) است. پس از آن بالاترين توافق مربوط به (ايجاد نگرش منفي نسبت به مسئولان نظام)، و بعد (القاي ناكارآمدي نظام اسلامي در اداره جامعه)، آنگاه (ايجاد نگرش منفي نسبت به كل نظام) و نهايتا (ايجاد نگرش منفي نسبت به روحانيت) است.&lt;BR&gt;د) آرمان ارزش هاي آمريكايي:&lt;BR&gt;جوزف ناي عضو تحريريه پژوهشگاه مركز بلفر وابسته به دانشگاه جان اف كندي، اخيرا در مقاله اي با نام «بوش در جنگ با تروريسم، قدرت نرم را فراموش كرده است» به طرح ديدگاه ضرورت جنگ نرم و استفاده از ابزارهاي فرهنگي (تهاجم فرهنگي) در مقابله با تروريسم پرداخته است. اين مقاله در نشريه ديلي استار شماره 25اكتبر منتشر شده است. و مي نويسد، بوش، رئيس جمهوري آمريكا، اخيرا جنگ عليه تروريسم خود رابا جنگ سرد مقايسه كرد. ... اما بوش در مقايسه خود يك جنبه را از نظر دور داشت و آن اهميت جنگ نرم فرهنگي است. آمريكا جنگ سرد را با استفاده از تركيبي از قدرت نظامي كه توانست مانع از تعدي شوروي سابق شود- و جذابيت فرهنگ و ديدگاه هاي غرب به نفع خود به پايان رساند. در سال 1989 آنچه كه ديوار برلين را از ميان برداشت آتش توپ خانه نبود، بلكه كلنگ و بلدوزرها آن را تخريب كردند. اما به نظر مي رسد كه امروزه بوش در «جنگ عليه تروريسم» خود تاثير جنگ نرم را از ياد برده است.&lt;BR&gt;بين سال هاي 1958 و 1988 حدود پنجاه هزار توريست (نويسندگان، روزنامه نگاران، مسئولان دولتي، موسيقي دان ها، ورزشكاران و دانشگاهيان) از كشور شوروي به ايالت هاي مختلف آمريكا سفر كردند. الكساند ياكوولف كه هفته پيش درگذشت، به شدت تحت تاثير نتايج پژوهش هايي قرار گرفت كه در دانشگاه كلمبيا در سال 8591 به انجام رسانده بود.&lt;BR&gt;وي يكي از اعضاي دفتر سياسي حزب كمونيست در شوروي بود و در تغيير مشي سياسي و فكري ميخاييل گورباچف تاثير به سزايي داشت.&lt;BR&gt;اولگا كالوگين، كه سابق بر اين افسر ارشد پليس مخفي شوروي بود، در نگاهي به چشم انداز جنگ سرد گفت: «تبادلات فوق (علمي و دانشگاهي) در آن زمان همانند اسب تروا، باعث سقوط حزب كمونيست شد. اين تبادلات در فروپاشي شوروي نقش مهمي داشته و طي ساليان مديد افراد بيشتر و بيشتري جذب آن شدند.» با اين وجود مي بينيم كه دولت بوش امروزه مقررات سختگيرانه اي براي صدور رواديد وضع كرده و همين امر موجب كاهش چنين تبادلاتي (به خصوص با كشورهاي اسلامي) مي شود.&lt;BR&gt;حتي موسيقي پاپ «راك اند رول» نيز در فروپاشي شوروي نقش داشت. يكي از مشاوران گورباچف بعدها فاش كرد كه آثار گروه «بيتلز» اساس مبارزات پنهان ما با سيستم حكومتي را تشكيل مي داد. مقامات حزب كمونيست چك در دهه 1950 گروهي از جوانان را به دليل گوش كردن به «موسيقي فاسد آمريكايي» زنداني كردند كه اين كار نتيجه عكس به دنبال داشت و به ضرر اين حزب تمام شد. در سال 1980 بعد از به قتل رسيدن جان لنون، (رهبر گروه بيتلز)، مجسمه يادبودي از وي در پراگ نصب شد و هر سال در روز مرگ او تظاهراتي برپا مي شود كه در آن مردم پيام صلح طلبي و آزادي خواهي خود را به گوش همه مي رسانند. در سال 1998 نيز «انجمن صلح لنون» تاسيس شد كه خواستار خروج نيروهاي شوروي از پراگ شد. در حقيقت لنون بر لنين پيروز شد!&lt;BR&gt;جنگ سرد با تركيبي از جنگ نرم و جنگ سخت به پيروزي رسيد. منابع جنگ نرم تنها توسط آمريكا تامين نمي شد، بلكه نهادهايي مثل شبكه بي.بي.سي و گروه بيتلز نيز در اين امر نقش داشتند. نويسنده براي بسط تئوريك نگرش خود ضمن مظلوم نمايي و حق طلبي استفاده از تمام ابزارها را مورد بررسي قرار مي دهد و چنين نتيجه مي گيرد كه ما بايد از طريق ترويج فرهنگ آمريكايي و با استفاده از ابزارهاي فرهنگي دشمن را به زانو درآوريم و جنگ نرم را با دستيابي به اهداف به پايان رسانيم. ظاهرا در جنگ نرم مورد اشاره براي مقابله فرهنگي، آمريكاييان از سكس، خشونت، لاابالي گري و ترويج فرهنگ ابتذال غربي استفاده خواهند كرد.&lt;BR&gt;طبق تحقيق چهار ماهه يي كه از سوي ديويد كاپلن روزنامه نگار روزنامه US news انجام شده «واشينگتون ده ها ميليون دلار به تاثيرگذاري بر جوامع مسلمان اختصاص داده است.» طبق اين گزارش دولت آمريكا از دوران جنگ سرد براي رسيدن به اين هدف مبارزه اي را با ابزارهاي سياسي نامتناسب با استفاده از تيم هاي تخصصي عمليات رواني، عمليات سري سيا، متفكران و رسانه هاي آمريكايي آغاز كرده است.&lt;BR&gt;استراتژي واشينگتون در تاثيرگذاري بر تفكر مسلمانان در طرح «حوزه پوشش جهان اسلام» منعكس شده است. اين طرح عظيم كه از حمايت جرج بوش، رييس جمهور آمريكا، برخوردار است به كليه شاخه هاي دولت توزيع شده است. هدف اين استراتژي انتشار «ارزش هاي» آمريكايي در زمينه «دمكراسي، حقوق زنان و بردباري» به كل جهان اسلام و تقويت سبك زندگي غربي است به نحوي كه مسلمانان اصولگرا از ميانه رو جدا شوند. در همين حال سيا به تضعيف و بي اعتبار كردن رهبران ديني و احزاب اسلامي مخالف اين رويه مي پردازد.&lt;BR&gt;مقامات كاخ سفيد درصدد بودند كه در مناسبات خود با تهران سامانه جديدي ايجاد كنند، سامانه اي با وضعيت ويژه كه تصويري از آمريكا را براي مردم ايران بسازند كه نه تنها قابل اعتماد و تكيه كردن بلكه بخشنده و منصف است. در اين تبليغات خودستايانه، مردم و دولت آمريكا، دولت برتر و منتخب خداوند براي رهبري جهان معرفي مي شوند. دولت آمريكا در تبليغات خود، تمدن ايالات متحده و مردمان آن را خير و دشمنان آن را شر معرفي مي كند؛ بنابراين، نبرد خود را جنگ بين ظلمت و روشنايي مي داند و براي استيلاي اين فرهنگ برتر از هيچ كوششي دريغ نمي كند.&lt;BR&gt;پس ضروري است ملل مسلمان با هشياري شبيخون فرهنگي دشمن را دفع كرده و با تقويت بنيان هاي اخلاقي جامعه و استحكام فكري و معنوي مسلمانان قدرت بينش جهان شمول اسلام را به رخ كشند.&lt;BR&gt;5) شكل گيري اجماع جهاني:&lt;BR&gt;دولت آمريكا با ترساندن كشورهاي منطقه و نيز كشورهاي اروپايي از گسترش چيزي كه آنها بنيادگرايي اسلامي مي نامند، و دست يابي به انرژي هسته اي و چرخه سوخت و توان ساخت بمب اتمي، و نيز ارائه چهره اي از ايران بعنوان كشوري نامطلوب براي امنيت بين الملل، در صدد ايجاد فضاي رواني القاي شكل گيري اجماع جهاني برعليه جمهوري اسلامي مي باشند.&lt;BR&gt;به باور اغلب ناظران منطقه اي در حالي كه جنگ افروزي آمريكا در افغانستان و عراق تا حدي با هدف مرعوب كردن ايران صورت گرفت اما تهران به برنده بزرگ اين جنگ ها تبديل شد. همان طور كه آناتول ليون تحليلگر موسسه آمريكاي جديد اظهار مي كند: «دو دشمن بزرگ ايران يعني رژيم بعث عراق و رژيم افراط گراي سني افغانستان سرنگون شدند بدون اين كه ايران يك تير شليك كند.» همچنين حضور 160هزار نيروي نظامي آمريكا پشت مرزهاي ايران، آنچنان كه جنگ طلبان آمريكايي تصور مي كردند، ايران را مرعوب نكرد. گذشته از اينها، توان ناگفته ايران در مشكل كردن اوضاع براي بسياري از همسايگان خود همواره اهرم فشاري در اختيار آن قرار مي دهد. لذا سيك مي گويد: «نگراني من اين است كه ايراني ها به اين نتيجه برسند كه لازم نيست چندان نگران باشند و اين بسيار خطرناك است. آنها بايد همچنان نگران همسايگان خود كه در حال حاضر آمريكا نيز جزو آنها محسوب مي شود، باشند.»&lt;BR&gt;لذا دولت آمريكا وقتي با زورگويي به 35 عضو آژانس انرژي اتمي در راي گيري توانست 22 راي مثبت راه را براي هموار كردن ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل به دست آورد. برنامه دولت بوش اين بود كه با سوق دادن ايران به سمت اتخاذ رفتار انعطاف ناپذير و سرسختانه، آن را مجبور كند كه با كاستن از سطح همكاري هاي خود با آژانس در برابر زورگويي بايستد.&lt;BR&gt;بوش جمهوري اسلامي را متهم به پيگيري برنامه تسليحات هسته اي مي كند. سپس موضوع را به شوراي امنيت ارجاع مي دهد و تقاضاي اقدام اين شورا عليه ايران را مي كند. سخنگوي وزارت امور خارجه آمريكا در همان روز اعلام كرد، «براي ما مهم است كه ايران به تعليق ادامه دهد (در مورد كليه فعاليت هاي مرتبط با غني سازي از جمله تبديل اورانيم)، تابع توافقنامه پاريس باشد و هيچ اقدامي كه ناقض آن باشد، انجام ندهد. اگر ايراني ها اين توافقنامه را نقض كنند، واكنش بعدي ما ارجاع موضوع از سوي آژانس انرژي اتمي به شوراي امنيت خواهد بود.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;فرامرز عابديني&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 May 2007 19:00:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براندازی نرم بخش(5)راه اندازی اشوب</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;و)&lt;/FONT&gt; راه اندازي آشوب هاي خياباني&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;آشوب هاي خياباني و رفتارهاي خشونت آميز، يكي ديگر از ابزارهاي مهم بي ثبات سازي است كه مي تواند در كنار نافرماني هاي مدني، ثبات و امنيت سياسي - اجتماعي هر نظامي را به خطر بيفكند. هر چند پژوهندگان مفهوم نافرماني مدني، خشونت پرهيزي را از مهم ترين عناصر و مؤلفه هاي آن برشمرده اند، اما ترديدي نيست كه پرهيز از خشونت در بسياري از اقدامات اعتراضي مدني، قابل تضمين نيست. بعضاً مجموعه اي از عوامل، كنش ها و واكنش هاي غير قابل پيش بيني، ممكن است يك حركت مبتني بر غير خشونت را به خشونت بكشاند. &lt;BR&gt;نظير اين اقدامات را به طور مكرر در دهه اخير، بويژه از خرداد 1376 به بعد شاهد بوده ايم. به عنوان مثال: &lt;FONT color=#0000ff&gt;حادثه تلخ كوي دانشگاه و در پي آن آشوب هاي خياباني هيجدهم تيرماه 1378 و نيز اغتشاشات وسيع بيستم خرداد 1382 در اطراف دانشگاه تهران&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;، &lt;/FONT&gt;همگي آغازي غير خشونت آميز داشته اند. &lt;BR&gt;بنابراين، &lt;FONT color=#0000ff&gt;نافرماني مدني هر چند در ذات خود عاري از خشونت هاي معمول است،&lt;/FONT&gt; لكن به لحاظ عوامل و متغييرهاي بيروني مي تواند فرجامي خشونت بار به همراه داشته باشد. خصوصاً آنجا كه به ابزاري براي مداخله در دست سياستمداران و سلطه گران تبديل شود. همان گونه كه در &lt;FONT color=#ff0000&gt;پروژه دلتا&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;،&lt;/FONT&gt; اين تاكتيك به عنوان يكي از ابزارهاي براندازي جمهوري اسلامي ايران مورد توجه و تاكيد دولت ايالات متحده قرار گرفت. &lt;BR&gt;به هر روي، در كنار نافرماني هاي مدني تلاش گسترده اي براي راه اندازي آشوب ها و اغتشاشات خياباني در دهه اخير صورت گرفت.&lt;FONT color=#0000ff&gt; هدف از راه اندازي اين اغتشاشات كه هر از گاهي در پايتخت و گوشه و كنار اين مملكت به طور برنامه ريزي شده صورت مي گرفت، چيزي جز ايجاد ناامني اجتماعي، بي ثباتي سياسي و سپس بهره برداري رسانه اي از آن در سطح جهان نبود&lt;/FONT&gt;. اقدامات تخريبي ضد انقلاب و باند مهدي هاشمي در نجف آباد و اصفهان در ارديبهشت ماه 1377، حادثه كوي دانشگاه، آشوب هاي گسترده و تخريب هاي وسيع خياباني در تير ماه 1378، آشوب هاي همدان در همان سال، آشوب هاي خرم آباد در شهريور 1379، اغتشاشات خراسان به بهانه تقسيم اين استان پهناور به خراسان شمالي، جنوبي و رضوي، اغتشاشات وسيع خردادماه 1382 در اطراف دانشگاه تهران، اغتشاشات اهواز در پي انتشار نامه مجعول محمد علي ابطحي، مبني بر لزوم تغيير در الگوي جمعيتي و نژادي خوزستان، بمب گذاري ها و اقدامات خرابكارانه در آستانه نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري 1384 و نيز اغتشاشات خياباني دامنه دار گروه «&lt;FONT color=#ff0000&gt;پژاك&lt;/FONT&gt;» در كردستان، در مهر يا آذر 83 تنها بخشي از سياهه اقدامات آمريكا براي براندازي نظام جمهوري اسلامي، در دهه اخير بود. &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Oct 2006 05:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براندازی نرم بخش (4)شيوه هاي نافرماني مدني  از سال 76 تاكنون</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مهم ترين شاخص نافرماني مدني، پرهيز از خشونت هاي معمول و بهره گيري از جنگ افزارهاي رواني، اجتماعي، اقتصادي و سياسي است.&lt;/FONT&gt; همانگونه&amp;nbsp;که ملاحظه شد در بندهايي از گزارش كميته خطر جاري، بر ساماندهي نافرماني مدني به عنوان يكي از سه تاكتيك پروژه دلتا تاكيد شده است. در &lt;FONT color=#0000ff&gt;بند سوم&lt;/FONT&gt; اين پروژه به صراحت تمام آمده است: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;دامن زدن به نافرماني مدني در تشكل هاي دانشجويي، نهادهاي غير دولتي و صنعتي از ابزارهاي مهم فشار بر ايران است.&lt;/FONT&gt; »&lt;BR&gt;و در &lt;FONT color=#0000ff&gt;بند هشتم&lt;/FONT&gt; اين پروژه نيز، &lt;FONT color=#0000ff&gt;دخالت فعالان سياسي از كشورهاي هم پيمان با آمريكا براي كمك به نافرماني هاي مدني و حركت هاي براندازانه مفيد ارزيابي شده است. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;آنچه در اين گزارش ملاحظه گرديد، در حقيقت تاكيد بيشتر بر رويكردي است كه در دو دهه گذشته نيز بدان عمل مي شد. اما مطالعه بر روي نافرماني هاي صورت گرفته در دوره حاكميت اصلاح طلبان نشان مي دهد كه آنچه تاكنون در اين حوزه انجام گرفته است دقيقاً برگرفته از شيوه هاي توصيه شده از سوي استراتژيست هاي غربي، بويژه «&lt;FONT color=#ff0000&gt;جين شارپ&lt;/FONT&gt;» در كتاب از &lt;FONT color=#ff0000&gt;ديكتاتوري تا دموكراسي&lt;/FONT&gt; است.&amp;nbsp; اينك &lt;FONT color=#0000ff&gt;فهرستي از مهم ترين شيوه هاي نافرماني مدني كه از سال 76 تاكنون در جمهوري اسلامي ايران به مرحله اجرا درآمده است&lt;/FONT&gt; را با اين توصيه ها تطبيق مي كنيم. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;1&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; عريضه نويسي و تنظيم نامه هاي سرگشاده به مقامات عالي رتبه نظام، مانند نامه 135 تن از نمايندگان دوره ششم مجلس شوراي اسلامي به مقام معظم رهبري در 4 خرداد 1382 و نامه بيش از يكصد نماينده مجلس ششم به رييس جمهور در آستانه انتخابات مجلس هفتم درباره نبود آزادي انتخابات و يا بيانيه هاي امضا شده توسط گروه هاي اپوزيسيون در حمايت از اكبر گنجي. (&lt;FONT color=#000000&gt;مطابق با دومين شيوه پيشنهادي جين شارپ در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي&lt;/FONT&gt;)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;2&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; برگزاري سوگواري هاي سياسي، مثل برپايي يادمان فاجعه نيويورك از سوي حزب مجعول پاك ايران، با مجوز برپايي از سوي وزارت كشور در 27 شهريور 1380 و برگزاري سالانه مراسم بزرگداشت دكتر مصدق، مهدي بازرگان، يدالله سحابي و مقتولين پروژه قتل هاي زنجيره اي و. . . (مطابق با شيوه پيشنهادي مذكور در شماره 43 كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;3&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بازپس گيري بيعت و نفي مشروعيت نظام اسلامي و اصل ولايت فقيه و شخص رهبري كه مستندات آن در صفحات پيش، از نظر گذشت. (برابر با شيوه پيشنهادي مذكور در شماره 120 كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;4&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; برگزاري ميتينگ ها و تجمع هاي حمايتي و يا اعتراض آميز كه به عنوان نمونه مي توان به تجمع اعتراض آميز دفتر تحكيم وحدت و جنبش هاي دانشجويي نسبت به توقيف روزنامه سلام، محاكمه غلامحسين كرباسچي و عبدالله نوري و رد صلاحيت دكتر معين براي نامزدي نهمين دوره رياست جمهوري اشاره كرد. (مطابق با چهل و هشتمين شيوه پيشنهادي مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;5&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; طرح خروج از حاكميت كه از سال 1381 به عنوان يكي از موضوعات اصلي وارد ليست واكنش هاي سياسي اصلاح طلبان شد و تا آخر نيز ادامه يافت. (مطابق با شيوه پيشنهادي مذكور در شماره 51 كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;6&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; استعفاي تدريجي و دسته جمعي، مانند استعفاي اعتراض آميز دكتر معين از وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري، استعفاي اعتراض آميز آيت الله طاهري اصفهاني از امامت جمعه اصفهان و اعتراض و استعفاي دسته جمعي 108 تن از نمايندگان مجلس ششم در دوازدهم بهمن 1382 و تهديد به استعفاي جمعي از استانداران دولت آقاي خاتمي در ماجراي ردّ صلاحيت تعدادي از نمايندگان مجلس ششم. (مطابق با پيشنهاد شماره 113 مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;7&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; تحصن، كه مهم ترين آنها تحصن سه هفته اي نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم در اعتراض به رد صلاحيت جمعي از نمايندگان مجلس، براي نامزدي مجلس هفتم كه بازتاب هاي بسيار وسيع در رسانه هاي غربي داشت. (مطابق با پيشنهاد شماره 68 مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;8&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; آبستراكسيون و اخلال در كار مجلس كه از مهم ترين آنها آبستراكسيون نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم شوراي اسلامي يك روز پس از اعلان نظر شوراي نگهبان بود، اين روش با پيشنهاد فراكسيون اكثريت (جبهه مشاركت) در تاريخ 21 دي ماه 1382 به اجرا گذاشته شد. (برابر با پيشنهاد شماره 172 مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;9&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; اعتصاب غذا، نظير اعتصاب يك ماهه اكبر گنجي كه موجب جلب حمايت اپوزوسيون داخل و خارج كشور و حمايت علني و صريح اروپا و دولت بوش شد.&amp;nbsp; (برابر با شيوه پيشنهادي مذكور در شماره 159 كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;10&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; روزه سياسي كه از سوي نمايندگان اصلاح طلب مجلس شوراي اسلامي پيشنهاد و اجرا شد. (مطابق با پيشنهاد شماره 159 مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;11&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; تحريم انتخابات كه در مقاطع مختلف از جمله انتخابات شوراي شهرها و روستاها، انتخابات مجلس هفتم و نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از سوي بسياري از احزاب وابسته به جبهه اصلاحات مورد تاكيد قرار گرفت210 (مطابق با پيشنهاد شماره 124 مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;12&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; جايزه هاي دروغين با انگيزه هاي صرفاً سياسي، مثل جايزه صلح نوبل به خانم شيرين عبادي و. . . (مطابق با شيوه پيشنهادي مذكور در شماره 14 كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;13&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; چاپ سفيد قسمت هايي از صفحات روزنامه، در اعتراض به سانسور و ممنوعيت برخي از مطالبات، مانند: اقدام برخي از روزنامه ها پس از اعلام ممنوعيت چاپ نامه نمايندگان مجلس ششم به مقام معظم رهبري از سوي شوراي عالي امنيت ملي. (مطابق با شيوه پيشنهادي مذكور در متن كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي).&lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;14&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; تلاش براي به تعويق انداختن زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم، از سوي وزارت كشور در 9 بهمن 1382 كه در واقع نوعي نافرماني، براي ابراز ناخشنودي از تصميم شوراي نگهبان بود. (مطابق با شيوه پيشنهادي مذكور در شماره 114 كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;.&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;15&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; مقاومت و تمرد از قوانيني كه در نگاه خود، آن را نامشروع و غير عادلانه مي دانستند، مانند: ثبت نام جمعي از غير مجتهدين در انتخابات خبرگان سوم رهبري در اعتراض به شرط اجتهاد و ثبت نام تعدادي از مخالفين برخي از اصول قانون اساسي از جمله اصل مربوط به ولايت فقيه در انتخابات مجلس شوراي اسلامي و رياست جمهوري. (مطابق با پيشنهاد شماره 141 مذكور در كتاب از ديكتاتوري تا دموكراسي)&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;هـ)&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;نبرد رسانه اي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;از ديگر ابزارهاي موثر و كارآمد در جنگ نرم، به راه انداختن نبرد رسانه اي بين دو كشور متخاصم است كه در بسياري از موارد نتايج غير قابل باور و شگفت انگيزي را در پي خواهد داشت&lt;/FONT&gt;. ممكن است اغلب مردم درك درستي نسبت به وسايل ارتباط جمعي، مخصوصاً راديو و تلويزيون نداشته باشند و به آنها به ديده يك ابزار سرگرمي نگاه كنند. اما بايد توجه داشت كه امروزه نقش رسانه ها در دنياي كنوني تقريباً بي بديل و منحصر به فرد است. رسانه ها توانسته اند خود را با تمام وجوه زندگي انسان پيوند بزنند و خواسته و ناخواسته حضور خود را در تمامي ابعاد زندگي فردي و اجتماعي تعميم بخشند، و حتي با حضور نامشروع خود، به تمام زواياي پيدا و پنهان زندگي شخصي ما سرك بكشند. &lt;BR&gt;اين نوع ارتباطات، امروزه در اكثر فعاليت هاي اجتماعي و زندگي فردي ما محسوس است. وابستگي انسان امروزي به رسانه ها به حدّي است كه به تعبير «&lt;FONT color=#0000ff&gt;گيدنز&lt;/FONT&gt;» جامعه شناس انگليسي، كاملاً مي توان تصور كرد كه حتي تارك دنياي قرن بيستم هم يك راديو داشته باشد! و اين در حقيقت، به معناي وارد شدن اين رسانه به تار و پود زندگي فردي و اجتماعي همه انسان ها، با هر نوع تفكر و سليقه است. &lt;BR&gt;برخي از صاحب نظران حوزه ارتباطات، وسايل ارتباط جمعي را داراي چنان قدرتي مي دانند كه مي تواند نسلي نو و ناشزه نسبت به نسل هاي پيشين، در تاريخ انسان بيافريند و همه رفتارهاي آنها را كنترل و رهبري كند. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;فرانك وبستر&lt;/FONT&gt; (Frank Webster) در كتاب خود به نام «&lt;FONT color=#ff0000&gt;تئوري هاي جامعه اطلاعاتي&lt;/FONT&gt;» توسعه اطلاعات را اساس تمامي تحولات دنياي كنوني مي خواند و مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;اطلاعات در عصر كنوني دستمايه تمامي پيشرفت هاي جوامع مدرن است و تحقق هرگونه تحولي در اين جوامع، حتي در عرصه هاي اجتماعي، سياسي و اقتصادي منوط به توسعه اطلاعاتي است.&lt;/FONT&gt; »&lt;BR&gt;آنچه امروز اين دنياي وسيع و اقليم هاي پراكنده را به هم گره زده و آن را با همه گستردگي هايش به يك دهكده كوچك تبديل كرده است، رشد اعجاب انگيز علمي و صنعتي، خصوصاً در حوزه ارتباطات رسانه اي است. شايد اين پديده را بتوان مهم ترين ره آورد جهاني شدن رسانه ها قلمداد كرد. امروز هيچ اتفاق كوچك و بزرگي نيست كه در گوشه اي از اين جهان پهناور رخ داده و از ارزش خبري برخوردار باشد، اما در كوتاه ترين زمان ممكن، به تمام مردم دنيا مخابره نگردد. همانند اتفاقي كه در يك دهكده كوچك رخ مي دهد و پژواك آن پس از زمان كوتاهي، سراسر دهكده را درمي نوردد. در حوزه هاي سياسي و فرهنگي نيز، رسانه ها به يكي از مهم ترين مؤلفه هاي برتري و سيطره سياسي يك كشور بر ديگر كشورها يا يك فرهنگ بر ديگر فرهنگ ها، تبديل شده اند. هر كشوري كه از قدرت رسانه اي بيشتري برخوردار است در گسترانيدن تور سلطه بر ديگر كشورها موفق تر است و همين مسئله سبب پيدايش نوع ديگري از امپرياليسم، به نام امپرياليسم رسانه اي شده است. از اين رو كشورهاي سلطه جو تلاش مي كنند تا در ساحت هاي گوناگون نظام ارتباطي و رسانه اي رخنه كنند و به تحميل فرهنگ و تمايلات سياسي خود بپردازند. بنابراين امپرياليسم فرهنگي كه در واقع «به &lt;FONT color=#0000ff&gt;كارگيري قدرت سياسي و اقتصادي براي پراكندن ارزش ها و عادت هاي فرهنگ متعلق به آن در ميان فرهنگ هاي غير متجانس است&lt;/FONT&gt;»، از پديده ناميمون ديگري به نام «&lt;FONT color=#ff0000&gt;امپرياليسم رسانه اي&lt;/FONT&gt;» برمي خيزد و طبيعتاً براي خشكاندن بسترهاي جريان سيطره فرهنگي، راهي جز مقابله با امپرياليسم رسانه اي وجود ندارد. &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;هربرت شيلر&lt;/FONT&gt;» در كتاب وسايل ارتباط جمعي و امپراتوري آمريكا، وسايل ارتباط جمعي را بهترين بنگاهي ميداند كه به راحتي مي تواند در سطح فراگير، به وسيله اي براي قدرت هاي سلطه گر تبديل و همچون ابزار كارآمدي در جهت تحقق امپرياليسم فرهنگي به كار گرفته شوند. &lt;BR&gt;صهيونيست ها در سال 1897 ميلادي، در نخستين كنگره جهاني صهيونيسم كه در شهر «بال» سوييس تشكيل شده بود، صريحاً اعلام كردند: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;ما هنگامي در تشكيل دولت اسرائيل موفق خواهيم شد كه بر ابزارهاي تبليغاتي و مطبوعاتي جهان، تسلط داشته باشيم&lt;/FONT&gt;. »&lt;BR&gt;دليل اين اظهار نظر روشن است. اخبار و تحليل هاي كاناليزه شده رسانه ها، مي توانند مبناي بسياري از كنش هاي فرهنگي و سياسي جوامع قرار گيرند و زمينه هاي شكل گيري بنيان ها و ساختارهاي تحليلي خاصي را موجب گردند و در پي آن، همه فعاليت هاي اجتماعي، فرهنگي و سياسي را در بسترهاي مورد علاقه صاحبان رسانه ها به جريان بيندازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;در برتري هاي نظامي نيز، عمليات هاي رواني، نقش ممتاز و حساسي را بر عهده دارند و رسانه ها اعم از تلويزيون، فيلم، راديو و روزنامه، مهم ترين ابزار اين مأموريت به شمار مي روند و انتظار مي رود هر چه به سوي آينده پيش مي رويم، گستره نفوذ و دامنه استفاده از اين ابزارها در جنگ ها بيشتر و بيشتر گردد. «&lt;FONT color=#ff0000&gt;الوين تافلر&lt;/FONT&gt;»، نظريه پرداز سرشناس آمريكايي در باره نقش رسانه ها در فرآيند عمليات رواني در آينده، مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;عرصه نبرد فردا را گستره فرستنده و رسانه ها، پيام گيران و پيام سازان شكل مي دهند. به نظر كارشناسان، انقلابي كه در زمينه تكنولوژي ارتباطات رخ داده است، باعث شد تا دسترسي به افكار ميليون ها انسان و تأثيرگذاري بر آنها آسان شود و همين سهولت در دسترسي است كه ميزان تلفات را در اين جنگ ارتباطي، در قياس با نبردهاي نظامي گسترده كرده است. به عبارت بهتر وسايل ارتباطي از گلوله هاي سلاح هاي جنگي بسيار مرگبارترند.&lt;/FONT&gt; »&lt;BR&gt;جنگ رواني رسانه اي، براي نخستين بار در جنگ جهاني دوم به صورت موفقيت آميز مورد استفاده قرار گرفت و پس از آن، در سال 1950 ارتش آمريكا و كره شمالي از اين عمليات تاكتيكي، عليه يكديگر بهره بردند. در عمليات گرانادا نيز كه در 25 اكتبر سال 1983 توسط آمريكا صورت گرفت و يكي از بزرگ ترين مداخله هاي نظامي آمريكا در جهان محسوب مي شود، مهم ترين اهداف آنها اشغال راديوي محلي در «&lt;FONT color=#ff0000&gt;پاناماسيتي&lt;/FONT&gt;» براي غلبه برحريف بود.&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مايكل ديور،&lt;/FONT&gt; مسئول انگاره سازي در كابينه ريگان، در اشاره به حمله آمريكا و متحدانش به عراق در ماجراي اشغال كويت، مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;صحنه اصلي عمليات براي جنگ اطلاعاتي ما، نخست تلويزيون و در مرحله دوم، رسانه هاي نوشتاري بود كه البته نتوانستيم به خوبي اين جبهه را كنترل كنيم.&lt;/FONT&gt; »&lt;BR&gt;با توجه به همين تاثيرات شگرف بود كه نبرد رسانه اي در كنار روش هاي ديگر، مورد توجه و تاكيد ويژه واشنگتن براي براندازي جمهوري اسلامي ايران، قرار گرفت: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;بايد شبكه هاي متعدد راديو و تلويزيوني براي ايرانيان تدارك ديد و پيام هاي خود را با پيشرفته ترين تكنولوژي هاي روز به دست مردم ايران برسانيم&lt;/FONT&gt;»&lt;BR&gt;چندي بعد متعاقب افشاي پروژه دلتا، &lt;FONT color=#ff0000&gt;خبرگزاري رويتر&lt;/FONT&gt; اعلام كرد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;دولت بوش قصد دارد پخش برنامه هاي ماهواره اي تلويزيوني را به زبان فارسي گسترش دهد و راديو آمريكا نيز قصد دارد، ظرف چند ماه آينده، برنامه 30 دقيقه اي اش را به برنامه چهار ساعته پخش اخبار و اطلاعات ايران، افزايش دهد.&lt;/FONT&gt; »&lt;BR&gt;روزنامه آمريكايي &lt;FONT color=#ff0000&gt;لس آنجلس تايمز&lt;/FONT&gt; نيز نوشت: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;براساس طرح موجود از سوي دولت آمريكا، سه ميليون دلار كمك مالي براي تاسيس حزب، سنديكا و كانال هاي تلويزيوني هوادار دموكراسي در اختيار رژيم ايران قرار خواهد گرفت.&lt;/FONT&gt; »&lt;BR&gt;اين در حالي است كه حتي به اعتراف دشمنان انقلاب اسلامي، دهها راديو و تلويزيون عليه نظام جمهوري اسلامي، در حال حاضر برنامه توليد و پخش مي كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 04 Oct 2006 05:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براندازی نرم بخش(3)روش هاي بي ثبات سازي</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;ابزارهاي موثر در پروژه نرم افزاري بي ثبات سازي&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;روش ها و ابزارهاي دكترين مبارزه بدون خشونت، در همه جا به طور يكسان جواب نمي دهد، بلكه بايد با توجه به شرايط خاص هر كشور و ملتي، كارآمدترين روش ها شناسايي و گزينش شوند. از مجموع روش ها و ابزارهايي كه تاكنون توسط دشمنان انقلاب اسلامي و عوامل پيدا و پنهان آنها در داخل شناسايي و سپس به مرحله اجرا درآمدند، مي توان به ابزارهاي زير اشاره كرد. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;الف)&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;تشديد اختلافات داخلي&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;ايجاد تفرقه و يا تشديد اختلافات موجود داخلي، هميشه يكي از مهم ترين ابزارها براي بي ثبات سازي دولت ها به شمار مي رود. همان گونه كه ملاحظه شد، در نخستين محور از محورهاي پانزده گانه پروژه دلتا به اختلافات دروني ايران، به عنوان يكي از فرصت هاي مغتنم براي بي ثبات سازي و فروپاشي نظام جمهوري اسلامي، تصريح شده است. پيش از اين نيز «&lt;FONT color=#0000ff&gt;زلمي خليل زاد&lt;/FONT&gt;» مشاور رييس جمهور آمريكا در مورد ايران، عراق و افغانستان و سفير كنوني آمريكا در عراق در يكي از مصاحبه هاي خود بابي. بي. سي، ايجاد پاره اي از تغييرات در سياست هاي كاخ سفيد نسبت به ايران را قطعي دانست و گفت: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;ايران در معرض خطر اختلافات داخلي است و بايد همه تلاش ها براي بي ثبات كردن ايران صورت گيرد&lt;/FONT&gt;»&lt;BR&gt;با توجه به اين كه قاعده هرم ثبات در هر نظام مردم سالاري بر سه ضلع، وحدت بين رهبري و رياست جمهور(در پاره اي از كشورها بين رييس جمهور و نخست وزير) وحدت بين قواي سه گانه و وحدت بين گروه ها و جناح هاي سياسي استوار است، از فرداي پيروزي آقاي سيد محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري، تلاش هاي گسترده اي براي سست كردن اين پايه ها و شكستن ثبات و امنيت جمهوري اسلامي آغاز شد. اولين و عمده ترين تلاش ها در اين راستا، ايجاد اختلاف بين مقام معظم رهبري و آقاي سيد محمد خاتمي، رييس جمهور وقت بود. اين تلاش ها كه با ارائه تحليل ها و ذهنيت هاي غلط و غرض ورزانه توأم بود، مي توانست به طور بالقوه بسيار خطر آفرين باشد. تلاش وسيع رسانه هاي غربي كه پيروزي قاطع آقاي خاتمي را به معناي نفي رهبري و ولايت فقيه و تغيير نظام تفسير و تحليل مي كردند، با همين انگيزه ها صورت مي گرفت.&lt;BR&gt;اين تحريكات از خارج و داخل، گرچه تا آخرين روزهاي حاكميت اصلاح طلبان ادامه داشت و گاه و بيگاه در پي رويدادهاي پر شتاب سياسي اين دوره، فراز و فرود مي يافت، لكن درايت و حمايت صادقانه مقام معظم رهبري از سويي و هوشياري و نجابت آقاي خاتمي از سويي ديگر، باعث خنثي شدن اين توطئه گرديد. &lt;BR&gt;مقام معظم رهبري در آخرين ديدار خود با هيأت دولت آقاي خاتمي، با اشاره به اين نكته فرمودند: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;بارزترين خصوصيت آقاي خاتمي در اين دوران، مأيوس كردن دشمناني بود كه انتظار داشتند رييس جمهور رو در روي نظام قرار گيرد، اما آقاي خاتمي مقاومت نمود و فشارهاي بسياري را نيز تحمل كرد&lt;/FONT&gt;»اما اختلاف و تنش بين جناح هاي سياسي و قواي سه گانه و ديگر نهادهاي انقلاب همچون: شوراي نگهبان، مجمع تشخيص مصلحت نظام و. . . در اين دوره هشت ساله تقريباً به طور پيوسته در جريان بود. اختلاف بين جناح هاي سياسي نيز هر چند در مقاطع حاد و بحراني، با مداخله صريح و تدابير حكيمانه رهبري معظم انقلاب براي مدتي فرو مي نشست، اما سوژه هاي دائمي و نقطه هاي اميد بخش براي سياستمداران غربي و رسانه هاي آنها در اين مدت به شمار مي رفت. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ب)&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;ايجاد گسست بين حكومت و مردم&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;مقبوليت يك حكومت در نظر ملت ها، مهم ترين پايه اقتدار و امنيت ملي به شمار مي رود. به عبارت ديگر به هر اندازه كه حمايت مردمي يك حكومت بيشتر باشد، بهرمندي آن حكومت از اقتدار حقيقي بيشتر و ميزان آسيب پذيري آن دولت ها در برابر فشارها و توطئه هاي خارجي به همان نسبت كم تر خواهد بود. تاريخ برخي از كشورهايي كه از پشتيباني ملت خود برخوردارند به طور روشن اين حقيقت را به اثبات مي رساند، بارزترين اين مصاديق در غرب دو كشور ضد آمريكايي كوبا و ونزوئلا هستند كه به رغم توطئه هاي بسيار و فشارهاي سنگين دولت آمريكا براي براندازي آنها، اما همچنان مقاوم و مستحكم به حيات خود ادامه داده و اين كشور قدرتمند را در برابر اراده خود به زانو درآورده اند. راز اين مقاومت طولاني، برخورداري اين دولت ها از پشتيباني قوي مردمي است. نظام جمهوري اسلامي نيز در مشرق زمين به عنوان نماد و سمبل حاكميت مردمي، اكنون ربع قرن است كه در برابر سيل توطئه ها و فشارهاي سنگين دنياي استكبار، به ويژه دولت آمريكا مقاومت مي كند و آنها را در برابر شكوه و عظمت و اراده پولادين ملت خود به خضوع واداشته است. دشمن نيز به درستي دريافته است كه براي شكستن اين اقتدار، راهي جز ايجاد شكاف بين مردم و حاكميت و جدا كردن اين منبع عظيم قدرت از دولت وجود ندارد. &lt;BR&gt;البته نبايد تصور كرد كه شكاف بين ملت و دولت هميشه از سوي عوامل خارجي ايجاد مي شود، بلكه عوامل مهم ديگري مانند: &lt;FONT color=#993300&gt;بي صداقتي مسئولين، بي توجهي آنان نسبت به مشكلات معيشتي، اجتماعي، فرهنگي و. . .&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#993333&gt; مردم، ضعف هاي مديريتي، تضادها و كشمكش هاي سياسي، بها ندادن به نقش و مشاركت مردم در امور جامعه، بويژه در حوزه سياست و فاصله گرفتن زندگي آنها از زندگي متعارف مردم و. . .&lt;/FONT&gt; همگي مي تواند به ايجاد شكاف بين مردم و حاكميت بيانجامد و يا به عميق تر شدن اين شكاف كمك كرده و نظام را در برابر تحرّكات عمدي ضربه پذير سازد، اما ترديدي نيست كه دشمن نيز با استفاده از همين عوامل كه نقاط ضعف و پاشنه آشيل&amp;nbsp; دولت ها به شمار مي آيند، استفاده مي كنند. همان گونه كه در راهبردهاي كلي دشمنان انقلاب اسلامي توصيه شده است كه: «&lt;FONT color=#0000ff&gt;دموكرات هاي مخالف بايد به منظور ايجاد تغييرات تاثيرگذار در سيستم يا فروپاشاندن كامل آن، به دنبال تضعيف عمومي هر چه بيشتر اين پاشنه هاي آشيل باشند»&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ج)&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;تشكيك در مشروعيت نظام&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;از نقطه نظر فقه سياسي اسلام، حكومت هاي ديني، نظام هاي دو وجهي اند. يك چهره به آسمان دارند و يك چهره به زمين، با آن چهره كه به آسمان دارند، مشروعيت كسب مي كنند و با آن چهره ديگر مقبوليت مي يابند. مبناي چنين نگرشي به حكومت، جهان بيني توحيدي و اسلامي است. از نگاه اسلام و اديان توحيدي، احدي حق ولايت و حكومت بر كسي را ندارد. اصل اولي در اين زمينه از نگاه اسلام، اصل عدم ولايت شخصي بر شخص ديگر است. ولايت تنهااز آن خداست و از آن كسي كه خداوند بخشي از ولايتش را به او تفويض و واگذار نمايد، مثل پيامبران، امامان معصوم و فقهأ. بنابراين اگر شخصي بخواهد بر شخص ديگري ولايت و حكومت داشته باشد، پيش از هر چيز بايد ولايت او از سوي خداوند امضأ شود، فقط در اين صورت است كه اين ولايت مشروعيت مي يابد. اما مشروعيت ولايت، شرط لازم تحقق يك حكومت ديني است نه شرط كافي. به عبارت ديگر، يك شخص براي تشكيل يك حكومت يا اداره آن، نيازمند ابزارهاي قدرتمند اجرايي است. اين ابزارها ممكن است از لحاظ صوري و محتوايي و به لحاظ زمان ها و جوامع، بسيط يا پيچيده باشند، اما ترديدي نيست كه در هر صورت، تمكين مردم و اقبال ملت ها را مي طلبند. هيچ حكومتي حتي قدسي ترين حكومت ها بدون اقبال مردم، امكان تداوم و بقا نمي يابد. &lt;BR&gt;مع الوصف، در حكومت هاي ديني اقبال يا ادبار مردم نفياً يا اثباتاً هيچ تاثيري در ميزان مشروعيت آنها ندارد. اساساً مشروعيت فقهي از آن جا كه منشأ مردمي ندارد، قابل جعل از سوي مردم نيست و زماني كه چيزي قابليت جعل نداشت، قابليت سلب هم نخواهد داشت. از اين رو است كه شيعه معتقد است اميرالمومنين علي(ع) حتي در دوران عزلت نشيني سياسي خود كه 25 سال به طول انجاميد همچنان برخوردار از مشروعيت ولايت بود و آن گاه كه به زعامت بر مسلمين دست يافت، فقط عنصر مقبوليت به آن اضافه شد. همان گونه كه ولايت خلفاي سه گانه فاقد مشروعيت بود، حتي اگر ثابت شود كه مردم (نه بزرگان قوم) در شرايط عادي و بدور از ارعاب و تهديد آنها را صالح براي حكومت مي دانستند. &lt;BR&gt;اين در حالي است كه نظامات در جوامع سكولار، كاملاً يك وجهي و فاقد مشروعيت به معنايي كه در بالا بدان اشاره شد، مي باشند. در اين نوع جوامع حاكمان، صرفاً بر اساس نوعي قرارداد اجتماعي بر مردم خود حكم مي رانند. بر اين اساس مشروعيت اين نوع حكومت ها فقط و فقط با نبض اقبال و ادبار مردم مي تپد، يعني به هر اندازه كه اقبال مردم به يك حكومت بيشتر باشد، به همان اندازه سهم آن حكومت از مشروعيت بيشتر خواهد بود و هر اندازه كه اقبال مردم به حكومتي كمتر باشد آن حكومت از مشروعيت سهم كمتري خواهد داشت. &lt;BR&gt;از آنچه گفته شد معلوم مي شود كه بين مشروعيت در فقه سياسي اسلام و مشروعيت در فرهنگ سياسي غرب كه از آن تعبير به «&lt;FONT color=#0000ff&gt;legitimacy&lt;/FONT&gt;» مي شود تفاوت مهمي وجود دارد كه غفلت از آن مي تواند رهزن و عاملي براي فرو غلطيدن در دام مغالطات باشد همانگونه كه در اين سال ها سبب در گرفتن پاره اي مباحثات و مشاجرات بي حاصل سياسي گرديد، مشاجراتي كه منشأ آن فقط و فقط نوعي اشتراك لفظي بود. مشروعيت فقهي مشتق از شرع و به معناي انطباق احكام و موضوعات با قوانين الهي است، اما مشروعيت سياسي كه از موضوعات مهم و محوري فرهنگ سياسي غرب به شمار مي رود، در واقع همان مقبوليت يا برخورداري حكومت ها از حمايت مردم است. &lt;BR&gt;در هر صورت، مشروعيت حكومت ها چه به معناي فقهي و چه به معناي سياسي آن (آنگونه كه در غرب تعريف شده است) از برجسته ترين فاكتورهاي قدرت سياسي و از مهم ترين منابع آن به شمار مي رود و مهم تر اين كه بين مشروعيت (چه به معناي فقهي و چه به معناي سياسي) و فرمانبرداري و اطاعت مردم از حاكميت، يك رابطه مستقيم برقرار است. يعني باور عمومي نسبت به اين كه اين حكومت مشروع و قانوني است آنان را شرعاً، قانوناً و اخلاقاً متعهد به فرمانبرداري و اطاعت از حكومت مي كند. بنابراين هرگونه تشكيك در مشروعيت يك نظام و يا تضعيف آن، به طور مؤثري به كاهش اطاعت پذيري و در نتيجه جدا كردن مردم از حاكميت منجر مي شود و هم از اينرو اين مسئله، مورد توجه سياستمداران و نظريه پردازان سياسي دنياي غرب قرار گرفته است. &lt;FONT color=#0000ff&gt;شارپ &lt;/FONT&gt;صريحاً توصيه مي كند كه براي فروپاشاندن نظام هاي ديكتاتوري بايد مشروعيت آنها را هدف قرار داد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;بازپس گيري حمايت و پشتيباني، مهم ترين اقدام لازم براي فروپاشاندن ديكتاتوري مي باشد. . . براي تهديد موجوديت ديكتاتور، عدم پذيرش اخلاقي بايد در عمل بيان شود. امتناع از همكاري و فرمانبرداري براي جدا كردن منابع ديگر قدرت رژيم، مورد نياز هستند.&lt;/FONT&gt; »&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;دشمنان جمهوري اسلامي بويژه دولت آمريكا به خوبي دريافته بودند تا زماني كه مردم به قدرتي كه در رأس هرم آن، يك فقيه بصير، شجاع و مبسوط اليد وجود دارد، وفادارند و به آن به عنوان يك نظام قانوني، مشروع و مقدس مي نگرند، نمي توانند سلطه خود را بر آنان تحميل سازند. اين واقعيت به شكل كاملاً روشن و عريان در سخنان &lt;FONT color=#0000ff&gt;استانلي روم&lt;/FONT&gt;، معاون رييس سازمان امنيت ملي آمريكا خودنمايي مي كند. او صريحاً اعلام كرده بود: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;آنچه تاكنون همه تحريكات ما را براي براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران با ناكامي مواجه ساخته است، اعتقاد مردم ايران به ولايت فقيه است. چرا كه ولايت فقيه براي ما و گنجينه هاي اطلاعاتي ما يك واژه بي تعريف است. به طوري كه ما به هيچ وجه نمي توانيم محل حضور و ظهور و حتي ميزان برد احكام ولي فقيه را پيش بيني كنيم&lt;/FONT&gt;»پس راهي جز برگرداندن اعتقاد مردم و بازپس گيري حمايت و پشتيباني آنها از حكومت اسلامي و تضعيف مشروعيت آن وجود نداشت. استانلي روم، در ادامه همان نطق و پس از آن جملات مايوس كننده، با اشاره به تحولات پديد آمده در فضاي سياسي كشور در پي حاكميت اصلاح طلبان و تلاش گسترده عناصر نفوذي آنها براي بي اعتبار كردن وجهه شرعي و قانوني اين اصل مترقي مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;ما نااميد نيستيم خوشبختانه احزاب و آدم هاي تازه نفس در ايران، در يك حركت جمعي با ظرافت و وسواس دارند اين خار را از چشم ما بيرون مي كشند&lt;/FONT&gt;»&lt;BR&gt;آنچه دوستان خوب آمريكا در اين راستا انجام داده اند، بي شمار و مجال براي بيان همه آنها بسيار محدود است، اما مهم ترين آن ها عبارت بودند از: &lt;BR&gt;.1 &lt;FONT color=#ff0000&gt;هجوم گسترده به قانون اساسي جمهوري اسلامي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;در اين خصوص، تلاش هاي فراواني صورت گرفت تا قانون اساسي كه پايه مشروعيت سياسي است، فاقد مباني و پشتوانه علمي و آكنده از ناهمگوني ها و تناقضات دروني معرفي شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.2 &lt;FONT color=#ff0000&gt;تشكيك در مشروعيت سياسي&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;از القائات صورت گرفته در اين زمينه، بروز انحراف در سطحي از نظام جمهوري اسلامي بود. اين جريان پيوسته و مداوم ادعا مي كرد كه انقلاب به همين علت به مرور زمان، دچار بحران مشروعيت شده و هر روز كه از آن مي گذرد از ميزان مشروعيتش كاسته مي شود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;.3 &lt;FONT color=#ff0000&gt;تشكيك در مشروعيت فقهي&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;از اصولي كه به شدت در اين دوره مورد هجوم بي رحمانه اين جريان سياسي قرار گرفت، اصل ولايت فقيه و تشكيك در مشروعيت فقهي آن، تنظير نظام ولايي به حكومت هاي نامشروع ديكتاتوري و تشبيه ولايت مطلقه فقيه به سلطنت مطلقه بود. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;د)&lt;/FONT&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;نافرماني مدني&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;از ديگر ابزارهاي موثر در پروژه بي ثبات سازي كه با هدايت دشمنان انقلاب اسلامي براي ضربه پذير كردن نظام جمهوري اسلامي از درون به شدت دنبال مي شد، نافرماني هاي مدني بود. &lt;BR&gt;مقصود از نافرماني مدني (&lt;FONT color=#0000ff&gt;Ciril disobe dience&lt;/FONT&gt;)، عدم همكاري و اطاعت نكردن مردم از درخواست ها، فرامين و قوانين دولتي است و از اين نظر، نقطه مقابل اطاعت پذيري و فرمانبرداري (&lt;FONT color=#0000ff&gt;Gehorsam)&lt;/FONT&gt; قرار مي گيرد. از آن جا كه فرمانبرداري و اطاعت مردم از حاكميت، يكي از مهم ترين منابع قدرت حاكمان و از مفاهيم كليدي مناسبات قدرت به شمار مي رود، پس سر باز زدن از اطاعت و مقاومت در برابر خواست حكومت، مي تواند به قطع شدن دست حكومت از مهم ترين منبع قدرت گردد و تضعيف حكومت و حتي سقوط آن را در پي داشته باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Oct 2006 06:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براندازی نرم بخش (2)دستورالعمل هاي سازمان سيا</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;كميته خطر&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;جاري&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; عنوان كميته اي است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهي از سناتورهاي آمريكايي، مسولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، موسسه مطالعاتي «&lt;FONT color=#ff0000&gt;امريكن اينترپرايز&lt;/FONT&gt;» و گروهي از مديران باسابقه سيا و پنتاگون تاسيس شد. &lt;BR&gt;هدف از تاسيس اين كميته، خروج از بن بستي بود كه در دوران جنگ سرد ميان دو ابرقدرت آن زمان يعني ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي در توازن هسته اي به وجود آمده بود. به گونه اي كه كارشناسان ارشد نظامي به صراحت اعلام كرده بودند، در صورت وقوع جنگ هسته اي ميان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهايي خواهند بود، چرا كه تسليحات اتمي در اختيار دو قطب بلوك شرق و غرب براي نابودي كامل موجودات زنده كره زمين براي 250 بار كفايت مي كند. &lt;BR&gt;در ميان اعضاي اين كميته در دهه 70 ميلادي، اسامي افرادي چون «&lt;FONT color=#0000ff&gt;نييوت گينگريچ&lt;/FONT&gt;» رييس سابق مجلس نمايندگان&amp;nbsp;« &lt;FONT color=#0000ff&gt;جورج شولتز&lt;/FONT&gt;» وزير خارجه دولت ريگان «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جان ليبرمن&lt;/FONT&gt;» سناتور دموكرات «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جان كيل&lt;/FONT&gt;» سناتور جمهوريخواه «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جوزف شولتز&lt;/FONT&gt;» از سناتورهاي برجسته آمريكايي «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جيمز وولوسي&lt;/FONT&gt;» رييس اسبق سازمان جاسوسي آمريكا «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جرج تنت&lt;/FONT&gt;» از مديران برجسته سازمان سيا و مسؤول بخش خاورميانه «&lt;FONT color=#0000ff&gt;جوزف بايدن&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT color=#0000ff&gt;مايكل لدين&lt;/FONT&gt;» از عناصر افراطي يهوديان آمريكا «&lt;FONT color=#0000ff&gt;مادلين آلبرايت&lt;/FONT&gt;» وزير خارجه آمريكا «&lt;FONT color=#0000ff&gt;كنت پولاك&lt;/FONT&gt;» مدير تحقيقات مركز سياست خاورميانه اي سابان در موسسه «&lt;FONT color=#0000ff&gt;بروكينگز&lt;/FONT&gt;» و همچنين مدير موسسه مطالعه خاور نزديك وابسته به يهوديان هوادار اسراييل «&lt;FONT color=#0000ff&gt;مارك پالمر&lt;/FONT&gt;» از استراتژيست هاي آمريكايي كه در كاخ سفيد از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي آمريكا نام مي برند و «&lt;FONT color=#0000ff&gt;كاندوليزا رايس&lt;/FONT&gt;» وزير خارجه كنوني آمريكا كه در آن زمان قائم مقام پنتاگون در حوزه آسياي قفقاز و اتحاد جماهير شوروي بود، ديده مي شود. &lt;BR&gt;اعضاي اين كميته با منتفي دانستن «&lt;FONT color=#ff0000&gt;جنگ سخت&lt;/FONT&gt;» بين دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقيب را در «&lt;FONT color=#ff0000&gt;جنگ نرم&lt;/FONT&gt;» و «فروپاشي از درون» طراحي و به مرحله اجرا درآوردند. براساس اين طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راه كارهاي «&lt;FONT color=#ff0000&gt;دكترين مهار&lt;/FONT&gt;»، «&lt;FONT color=#ff0000&gt;نبرد رسانه اي&lt;/FONT&gt;» و «&lt;FONT color=#ff0000&gt;ساماندهي نافرماني مدني&lt;/FONT&gt;» همراه گرديد كه اين استراتژي زودتر از آنچه كه تصور مي شد، به ثمر نشست. &lt;BR&gt;پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و پايان جنگ سرد، فعاليت اين كميته براي يك دهه به حالت تعليق درآمد و پس از وقايع 11 سپتامبر بار ديگر عناصري چون مارك پالمر، كنت پولاكف، مارتين اينديك، ريچارد پرل، داگلاس فيث، كاندوليزا رايس و مارگ گرچت در اين كميته گرد هم آمدند تا به تجزيه و تحليل فرصت ها و تهديدهاي فراروي دولت ايالات متحده آمريكا بپردازند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مارك پالمر&lt;/FONT&gt; از استراتژيست هاي معروف آمريكايي است كه در دستگاه ديپلماسي آمريكا از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي برند. پالمر كه امروزه رسانه ها از وي به عنوان چهره خبرساز ياد مي كنند، در دولت نيكسون، فورد، كارتر، ريگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول بكار بود و در دولت كلينتون و دوره اول بوش پدر در خارج از مجموعه دولت به طراحي ابتكارات جديد سياست خارجي مشغول بود. وي 11 سال در شوروي، يوگسلاوي و مجارستان به عنوان دانشجو و ديپلمات زندگي كرده و در زمره متخصصين ايران و آسياي قفقاز محسوب مي گرديد. پالمر سالها براي رؤساي جمهور و وزراي خارجه آمريكا نطق نوشته كه معروفترين آنها نطق هاي «&lt;FONT color=#0000ff&gt;هنري كسينجر&lt;/FONT&gt;» مي باشد. &lt;BR&gt;مديريت موسسه تحقيقاتي مركز سياست خاورميانه سابان در موسسه بروكينگز و نگارش دهها مقاله و همچنين كتاب پيرامون وضعيت خاورميانه از جمله نگارش كتاب طوفان تهديدزا كه تاثير انكار ناپذيري در جلب حمايت عده قابل توجهي از سياست گذاران دموكرات آمريكا در تهاجم نظامي به عراق، ايفا نمود، از ديگر بخشهاي عملكرد وي در دستگاه سياست خارجي آمريكاست. &lt;BR&gt;بعد از &lt;FONT color=#ff0000&gt;دوم خرداد 1376&lt;/FONT&gt; و حاكميت تدريجي اصلاح طلبان بر بخش هاي اعظيم دستگاه هاي اجرايي و تقنيني، پروژه نرم افزاري همان گونه كه توصيه شده بود، مورد توجه عناصر ضد انقلاب و اصلاح طلبان افراطي قرار گرفت و در حد امكان تلاش شده بود كه با توجه به شرايط و موقعيت هاي خاص ملي، سياسي و ايدئولوژيكي ملت ما، همان گونه كه مورد تأكيد و توصيه «&lt;FONT color=#ff0000&gt;شارپ&lt;/FONT&gt;» در جاي جاي اين كتاب بود، اين روش ها گزينش شده و به مرحله اجرادرآيد. &lt;BR&gt;شارپ در يكي از مصاحبه هاي خود ضمن تاكيد بر اين كه، دولت ايالات متحده آمريكا بايستي بودجه اي را براي حمايت از چنين اقداماتي در ايران اختصاص دهد، در خصوص ميزان تأثيرگذاري اين كتاب در فرآيند تحولات سال هاي اخير مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;كار ما اثر بسيار مهمي در ايران داشته است. البته متاسفانه هنوز حركتي كاملاً موفقيت آميز نداشته است. . . اين كار خطرناكي است. ولي مردم به اندازه كافي شجاع بودند كه اين امور را انجام دهند.&lt;/FONT&gt; »دولت مردان و سياستمداران آمريكا نيز در راستاي اين سياست، حمايت مالي از عاملين اين نوع اقدامات را اجتناب ناپذير مي دانستند. &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;جوزف بايدن&lt;/FONT&gt;»، سناتور و رييس كميته روابط خارجي مجلس سناي آمريكا، در يكي از سخنراني هاي خود مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;دولت بوش بايد به تمامي سازمان هاي غير دولتي آمريكايي اجازه بدهد كه به گروه هاي ايراني مرتبط با جامعه مدني، حقوق بشر، فرهنگي و خواهان دموكراسي كمك مالي كنند&lt;/FONT&gt;»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;متعاقب اين اظهارات، در بيست و پنجم دي ماه 1381 (15 ژانويه 2003) كميسيون بودجه سناي آمريكا مبلغ 10 ميليون دلار را به اين امر اختصاص مي دهد.&lt;BR&gt;در سخنان «&lt;FONT color=#0000ff&gt;ميچ مك كانال&lt;/FONT&gt;» سناتور جمهوري خواه آمريكا نيز، دكترين «&lt;FONT color=#ff0000&gt;جنگ نرم و مبارزه بدون خشونت&lt;/FONT&gt;»، يكي از دلايل اختصاص اين بودجه ذكر مي شود. وي در يكي از سخنان خود خطاب به رييس مجلس سنا مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;آقاي رييس، هم اكنون زمينه هاي تغيير سياسي و اقتصادي در ايران وجود دارد. وظيفه ما اين است كه بفهميم چگونه از اين موقعيت استفاده كنيم. به نظر من حمايت مالي از فعاليت هاي مفيد زير بجاست. حمايت مالي از برنامه هاي راديو تلويزيوني ايراني، حمايت مالي از چاپ نشريات سياسي ايراني، حمايت مالي از ايجاد سايت هاي اينترنتي، حمايت مالي از اشاعه اطلاعاتي درباره دمكراسي، روش هاي مبارزه بدون خشونت و سكولاريزم»&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;پروژه دلتا&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;سياست جنگ نرم، هر روز كه مي گذرد، در آمريكا طرفداران بيشتري پيدا مي كند. سياستمداران و دولت مردان آمريكا نيز در جديدترين بررسي ها و مطالعات خود، رويكرد جدي به جنگ نرم را در مواجهه با نظام جمهوري اسلامي مورد توجه قرار داده اند. &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#ff0000&gt;كميته خطر جاري&lt;/FONT&gt;» &lt;FONT color=#cc6600&gt;The committee on the present danger&lt;/FONT&gt; كه اعضاي آن را برجسته ترين عناصر سياسي و نظامي آمريكا تشكيل مي دهند، در جديدترين تصميم خود در مهرماه 1384 با توجه به استحكام نظام جمهوري اسلامي و شكست دهها استراتژي در مقابل ملت ايران در طول سال هاي گذشته، جنگ سخت را بي فايده دانسته و خواستار توجه بيشتر دولت ايالات متحده به پروژه نرم افزاري «&lt;FONT color=#ff0000&gt;براندازي &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;از درون&lt;/FONT&gt;» شدند. &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;مارك پالمر&lt;/FONT&gt;»،&amp;nbsp; از اعضاي برجسته اين كميته و چهره بانفوذ دستگاه سياست خارجي آمريكا، اخيراً در گفتگويي با «&lt;FONT color=#0000ff&gt;دبوراه سولومود&lt;/FONT&gt;»، خبرنگار روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز، صراحتاً با ايده تهاجم نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران مخالفت كرده و اعلام نموده است: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;ايران به لحاظ وسعت سرزميني، كميّت جمعيت، كيفيت نيروي انساني، امكانات نظامي، منابع طبيعي سرشار و موقعيت جغرافيايي ممتاز در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل به قدرتي كم بديل تبديل گرديده كه ديگر نمي توان با يورش نظامي آن را سرنگون كرد&lt;/FONT&gt;»&lt;BR&gt;در گزارش كميته خطر جاري كه توسط مارك پالمر جمع بندي و تدوين شد، براندازي نظام جمهوري اسلامي با تمركز فعاليت ها بر روي سه محور دكترين مهار، نبرد رسانه اي و ساماندهي نافرماني مدني، مورد تاكيد و توصيه قرار گرفت. كارشناسان مسائل سياسي با توجه به تجارب تدوين كنندگان اين گزارش و تاثير تصميمات اين كميته بر سياست هاي دولت آمريكا معتقدند كه اين گزارش حتي اگر به دستورالعمل اجرايي تبديل نشود، يقيناً سياست خارجي آمريكا در آينده از روح كلي آن، الهام خواهدگرفت. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;گزارش كميته خطر جاري&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;اين گزارش كه با عنوان «&lt;FONT color=#cc6600&gt;ايران و آمريكا، رهيافت جديد&lt;/FONT&gt;» تنظيم شده است، داراي پانزده محور كلي به ترتيب زير است: &lt;BR&gt;.&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;1&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; اين كشور علاوه بر برنامه هسته اي اش، با حمايت گروه هايي چون حزب الله، حماس و جهاد اسلامي و گروه هايي در عراق، مانع تحقق منافع آمريكا در منطقه مي شود. از سويي ديگر ثروت رو به رشد نفت ايران، توانايي و ظرفيت آن را در داخل كشور و منطقه افزايش مي دهد. فرصتي كه در اين ميان وجود دارد، استفاده از ضعف سياست هاي اقتصادي و اختلافات دروني ايران است. &lt;BR&gt;.&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;2&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; ايران بايد در صدر برنامه سياست خارجي آمريكا در چهار سال آينده برود. واشنگتن اكنون به رويكرد جديدي نياز دارد. بايد همه نيروها براي اين استراتژي بسيج شوند. بايد درس هاي گذشته مورد بازبيني قرار گيرد، درس هايي كه از فروپاشي بلوك شرق به يادگار مانده است و همچنين درس هايي كه در تغيير حكومت ها در كشورهايي مثل شيلي يا اندونزي گرفته شد. &lt;BR&gt;.&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;3&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; دامن زدن به نافرماني مدني در تشكل هاي دانشجويي و نهادهاي غير دولتي و صنفي از ابزارهاي مهم فشار بر ايران است. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;4&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بايد براي بازگشايي سفارت ايالات متحده در تهران ابراز تمايل كنيم. همزمان بايد يكي از بلند پايه ترين مقامات خود را به عنوان فرد شماره يك، در اين سياست جديد در مقابل ايران انتخاب و معرفي كنيم. اين فرد مي تواند يكي از كنسول هاي وزارت خارجه باشد و بايد به طور مرتب حمايت خود را از حقوق بشر و دموكراسي در ايران مورد تاكيد قرار داد. از اين طريق مي توانيم ارتباط خود را با مردم ايران تقويت كنيم. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;5&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بايد شبكه هاي متعدد راديو تلويزيوني را براي ايرانيان تدارك ديد و پيام هاي خود را با پيشرفته ترين تكنولوژي هاي روز، به دست مردم ايران برسانيم. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;6&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; اگر قرار است گفتگو و تعامل با ايران صورت گيرد، بايد با مقامات با نفوذ ايراني و آنها كه قدرت واقعي و كافي براي تصميم گيري ها دارند، انجام شود، همچون مقامات مورد وثوق و تاييد رهبري ايران. بايد دانست در اين باره ديگران در ايران چنين قدرتي ندارند. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;7&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; درباره فعاليت هسته اي ايران، بايد با احتياط و دور انديشي و چند جانبه عمل كرد. بايد فشارها را بر ايران بيشتر كرد و در صورت استنكاف ايران، پرونده اين كشور را به شوراي امنيت فرستاد. اگر چه اولويت اول، اعمال فشار ديپلماسي از طريق متحدان به گونه اي است كه ايران داوطلبانه از فعاليت ها و برنامه هسته اي خود چشم پوشي كند. &lt;BR&gt;.&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;STRONG&gt;8&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; حمايت از اپوزيسيون هم مي تواند از عوامل موثر بر تغيير رژيم ايران باشد. سفر فعالان جوان خارجي از كشورهاي متحد ايالات متحده به ايران، راه ديگري در اين رويكرد است. اين افراد مي توانند به عنوان جهانگرد وارد ايران شوند و در صورت نياز به جنبش هاي مدني و نافرماني ها بپيوندند. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;9&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بايد فعاليت &lt;FONT color=#ff0000&gt;NGO&lt;/FONT&gt;هاي آمريكايي را در ايران تسهيل كنيم و به صدور ويزا همت گماريم. دعوت فعالان جوان ايراني به خارج، براي شركت در سمينارهاي كوچك هم، اقدام مهمي است. اين كار در صربستان، فيليپين، اندونزي و شيلي و كشورهاي ديگر جواب داده است. اين افراد بايد از سوي مقامات آمريكايي انتخاب شوند، نه نهادهاي ايراني. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;10&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; سفارتخانه هاي كشورهاي ديگر هم مي توانند در تهران براي ما موثر باشند. حضور در جلسات محاكمه، درخواست مشترك براي آزادي زندانيان سياسي، كمك مالي به خانواده هاي زندانيان و گروه هاي مخالف حكومت و حتي نظارت يا مشاركت در اعتراض ها، از جمله اين راه هاي تاثيرگذار است. كنگره بايد تصويب قانوني به نام «&lt;FONT color=#ff0000&gt;آزادي ايران&lt;/FONT&gt;» را بررسي كند تا از طريق آن حمايت كافي از آن را به عمل آورد. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;11&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; تضعيف ستون هاي حمايتي حكومت ايران كه همانا سرويس هاي امنيتي و نظامي اين كشور مي باشند، بايد در دستور كار قرار گيرند. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;12&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; سرويس هاي امنيتي و قضايي آمريكا و متحدانش بايد در همكاري با سازمان هاي حقوق بشر به جمع آوري مدارك و شواهدي در متهم كردن مسئولين ايراني به موارد شبيه ميكونوس اقدام كنند. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;13&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; گفتگو با دولت ايران هم بايد در دستور كار باشد. ما بايد تعامل خود را براي ديدار با مقامات ايراني و بحث و گفتگو درباره موضوعات مورد علاقه و نگراني دو طرف نشان دهيم. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;14&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بايد رهبران روحاني ايران را كه در راس قدرت هستند، وادار كرد از قدرت سياسي به صورت مسالمت آميز كناره بگيرند. &lt;BR&gt;.&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;15&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بايد قدرت بسيج و سپاه را از ميان برد و در وزارت اطلاعات تغييرات اساسي و يا بطور كلي آن را حذف كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Oct 2006 01:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>براندازی نرم بخش(1)خرداد 76 و پروژه نرم افزاري بي ثبات سازي</title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;جهت گيري كلي سياست هاي خارجي دولت آمريكا در برابر ايران، از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، دشمني بانظام جمهوري اسلامي و نابودي آن بوده است و آمريكايي ها در اين راه از هيچ اقدامي كه آن را موثر مي دانستند، فروگذار نكردند. اين اقدامات در دهه نخست انقلاب اسلامي، يعني از سال 1357 تا سال 1367 بيشتر اقدامات نظامي و سخت افزاري بود. كه به عنوان مثال، مي توان از جنگ مخرب و خانمان سوز عراق عليه ايران به مدت 8 سال، تجهيز كامل تسليحاتي و حمايت قاطع سياسي از رژيم بعث عراق، رويارويي مستقيم ارتش آمريكا با ايران در جنگ خليج فارس، كودتاي نظامي نوژه، حمله نظامي به طبس، حمايت از منافقين در انجام ترورهاي كور و ترور شخصيت هاي عالي رتبه نظام مانند: شهداي هفتم تير، شهداي هشتم شهريور و شهداي محراب، تحريم هاي نظامي و اقتصادي و بايكوت سياسي در مجامع بين المللي نام برد. اين سياست، رويكرد غالب دولت ايالات متحده آمريكا در براندازي نظام جمهوري اسلامي، در دهه اول بود. &lt;BR&gt;آمريكايي ها پس از تحمل شكست هاي پي در پي و اذعان به ناكار آمدي اين سياست در سرنگوني نظام جمهوري اسلامي، از دهه دوم انقلاب، جهت حركت هاي تخريبي و براندازانه خود را به سوي پروژه هاي نرم افزاري تغيير دادند. اما از دهه سوم و به طور مشخص از خرداد 1376 به بعد، اين رويكرد وارد فاز جديدي شد. هدف از اجراي اين پروژه ها اولاً: تهي سازي نظام از اصول و ارزش هاي حاكم بر جامعه ديني و انقلابي ايران و ثانياً: گسترش ناامني و بي ثباتي در ابعاد سياسي، اجتماعي و اقتصادي بود. &lt;BR&gt;البته سران ماجراجو و مليتاريست آمريكا كه همواره با جنگ و باروت و خون، خو كرده اند، هراز گاهي با بهانه قرار دادن موضوعاتي نظير: نقض &lt;FONT color=#0000ff&gt;حقوق بشر،&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;حمايت ايران از تروريسم، اخلال ايران در روند صلح خاورميانه و. . .&lt;/FONT&gt; تهديدهايي را عليه ملت ايران مطرح مي كردند و پس از وقايع يازدهم سپتامبر كه هيمنه و ابهت اين ببر كاغذي را در جهان، در هم شكست، آمريكايي ها اين بار با لحني جدّي تر از گذشته، بهانه قرار دادن مبارزه با تروريسم و با به راه انداختن عربده هاي مستانه و جنون آميز، ايران را بارها به حمله نظامي تهديد كردند و با ناميدن ايران به عنوان «&lt;FONT color=#0000ff&gt;محور شرارت&lt;/FONT&gt;» در جهان، خواستار خشكانيدن ريشه ملت ايران شدند.&amp;nbsp; لكن واكنش قاطع و شجاعانه مقام معظم رهبري و فرماندهان رشيد نظامي كشور، آنها را به عقب نشيني واداشت. هر چند نمي توان ترس و وحشت برخي از سياسيون مصلحت انديش اصلاح طلب كه بر بخش هاي مهمي از حاكميت سلطه داشته اند را انكار كرد، آنچه مسلم است اين است كه آمريكايي ها با توجه به تجارب گذشته خود، به رغم تهديدهاي مكرر، اما هيچ رغبتي براي پنجه انداختن و رويارويي نظامي با ايران اسلامي را ندارند و ترجيح مي دهند سياست هاي باز دارنده خود را در فاز نرم افزاري تعقيب كنند. &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;پروژه بي ثبات سازي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; در حقيقت، يكي از روش ها و راه كارهاي جنگ نرم يا مبارزه بدون خشونت است. در اين رويكرد، تلاش مي شود تا كاراترين روش ها و تا حد امكان با كم ترين خشونت براي براندازي و نابودي حكومت هاي رقيب، آموزش داده شود. يكي از نظريه پردازان مطرح در اين زمينه «&lt;FONT color=#ff0000&gt;جين شارپ&lt;/FONT&gt;» داراي دكتراي فلسفه از دانشگاه آكسفورد و از بنيانگذاران «&lt;FONT color=#0000ff&gt;موسسه آلبرت انيشتين&lt;/FONT&gt;» در كمبريج ماساچوست، است. مهم ترين اثر «جين شارپ» در اين زمينه كتاب &lt;FONT color=#00cc99&gt;From dictatorship to democracy&lt;/FONT&gt; است كه به فارسي از «&lt;FONT color=#00cc99&gt;ديكتاتوري به دموكراسي&lt;/FONT&gt;» ترجمه شده است. او در مقدمه اين كتاب مي گويد: &lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#0000ff&gt;من تلاش نموده ام با دقت به كاراترين روش ها براي شكست دادن ديكتاتوري بيانديشم. روش هايي كه تا حد امكان، كم ترين رنج را به افراد وارد كند و تا حد امكان باعث از ميان رفتن جان انسان ها نشود و در اين تلاش به سال ها مطالعه ام درباره ديكتاتوري ها، نهضت هاي مقاومت، انقلاب ها، افكار سياسي، سيستم هاي حكومتي و بخصوص مبارزات واقع بينانه غير خشونت آميز توجه نموده ام. . . بنا به ضرورت و همچنين انتخاب آگاهانه، تمركز اين كتاب بر روي روش هاي عمومي مبارزه با ديكتاتوري و جلوگيري از به وجود آمدن حكومت هاي استبدادي جديد است. من صلاحيت تحليل مو شكافانه و تجويز نسخه هاي مبارزه براي كشورهاي خاصي را دارا نيستم، اما به هر حال آرزويم اين است كه اين تحليل عام، براي مردم بسياري كه تحت حكومت هاي استبدادي زندگي و مبارزه مي كنند، مفيد واقع شود. لازم است كه آنها اعتبار اين نظريات را در كشور خود بيازمايند و با گسترش اين نظريات، آنها را براي موقعيت ها و شرايط ويژه خود قابل اجرا سازند.&lt;/FONT&gt; »&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر چند نام و موضوع اين كتاب، آموزش روش هاي غير خشونت آميز براي براندازي ديكتاتوري هاست، اما شارپ در پايان كتاب خود، جمهوري اسلامي ايران را از مصاديق نظام هاي ديكتاتوري و بلكه ديكتاتورتر از رژيم سرنگون شده شاه معرفي مي كند: &lt;BR&gt;«مدت ها قبل، ارسطو هشدار داده بود كه استبداد همچنين مي تواند به استبداد تبديل شود. . . شواهد تاريخي بسياري از فرانسه (&lt;FONT color=#0000ff&gt;ژاكوبين ها و ناپلئون&lt;/FONT&gt;)، روسيه (&lt;FONT color=#0000ff&gt;بولشويك ها&lt;/FONT&gt;)، ايران (&lt;FONT color=#0000ff&gt;آيه الله ها&lt;/FONT&gt;)، برمه (&lt;FONT color=#0000ff&gt;اسكورك&lt;/FONT&gt;) و كشورهاي ديگر وجود دارد كه سقوط يك رژيم سركوب گر از ديد عده اي از افراد و گروه ها صرفاً فرصتي است براي آنها تا به عنوان اربابان جديد، قدم پيش بگذارند. انگيزه هاي اين افراد مي تواند متفاوت باشد».&lt;BR&gt;«&lt;FONT color=#ff0000&gt;شارپ&lt;/FONT&gt;» در مجموع، قريب به &lt;FONT color=#0000ff&gt;200 روش را براي براندازي حكومت ها&lt;/FONT&gt; به احزاب، گروه هاي معارض با نظامات و اپوزيسيون ها توصيه مي كند. &lt;BR&gt;اين روش ها مجموعاً تحت سه دسته اصلي طبقه بندي شده اند: &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;1.&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;اعتراض و ترغيب .2 عدم همكاري اجتماعي و اقتصادي و سياسي .3 تهاجم. &lt;BR&gt;روش هاي اعتراض و ترغيب اكثراً، تظاهرات نمادين را شامل مي شوند كه بالغ بر 54 روش است. عدم همكاري، شامل تحريم ها و اعتصابات، مجموعاً 103 روش را در برمي گيرند و تهاجم هاي غير خشونت آميز نيز با راه كارهاي رواني، فيزيكي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي شامل 41 روش، دسته سوم اين اقدامات را تشكيل مي دهند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 28 Sep 2006 05:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حجاب </title>
<link>http://barandazy.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 188px; HEIGHT: 274px&quot; height=306 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/2ensrcm.jpg&quot; width=222 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; mso-font-width: 100%&quot;&gt;مظاهردینی چون حجاب وحیای زنان،نمادعقبافتادگی است&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;.(نوشین احمدی خراسانی،ماهنامه جامعه سالم، تیر1377)&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; mso-font-width: 100%&quot;&gt;دربرابرهجوم فرهنگ بیگانه نبایدعکس العمل نشان داد.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 11pt; COLOR: black; mso-font-width: 100%&quot;&gt;(علی قربان پور،ماهنامه پیام هاجر،خرداد1377)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;اینها نمونه هایی ازمطالبی است که درمطبوعات زنجیره ای اواخردهه70 به منظور رواج لیبرالیسم جنسی ولاابالیگری اخلاقی وتضعیف باورها وارزشهای دینی انتشاریافت.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;اما امروز &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: red; mso-font-width: 100%&quot;&gt;ایجاد تضاددرارزشها&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt; ازرویکردهای شبکه براندازمی باشدو&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: #993300; mso-font-width: 100%&quot;&gt;چون سنین نوجوانی مهمترین سالهای پذیرش نظامهای ارزشی واخلاقی می باشدبایداعتقادات وارزشهای دینی نوجوانان مورد تهاجم قرار بگیرد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;mso-font-width: 100%&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوهفته نامه موفقیت شماره102 (مرداد85) گفتگویی با خانم فاطمه بهارمست(مجری صداوسیما)انجام داده است که سعی می کنیم شمارا به چگونگی انجام آن وتأثیرات احتمالی آن برای نسل نوجوان آشنا نماییم .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: red; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;دوهفته نامه موفقیت&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;:«&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #993300; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;اگربیننده برنامه کودک تلویزیون باشیدبه طورحتم اجرای قوی وزیبای فاطیما نظرتان را به خود جلب نموده است.فاطیما بهارمست کوچکترین مجری صداوسیماست وبا اینکه 10 سال بیشترسن نداردتجربه های زیادی رادرزمینه بازی واجراکسب کرده است.فاطیما کارش راازسن6سالگی وبا حضوردربرنامه عموپورنگ شروع کردو...&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;»&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: red; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;چرافاطیما؟&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;قطعآکاربرای تلویزیون موجب شهرت ومحبوبیت دربین بسیاری از کودکان ونوجوانان می شودوفاطیما می تواند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #993300; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;الگویی ازیک دخترموفق &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;برای هم سالان خودباشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: red; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;به این تصویر توجه کنید!&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: red; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;IMG height=242 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/2zp7csz.jpg&quot; width=347 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;همانطور که درتصویر می بینید درابتدای گفتگو فاطیما باپوشش همیشگی که درتلویزیون ظاهر می شود مشاهده می شود.اما بعد ازمدتی که برای گفتگویی صمیمی مهیا می شود این تصویرازاو چاپ می شود!&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot; align=center&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; size=4&gt;&lt;o:p&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i9.tinypic.com/484d8ug.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;درتصویر همانطورکه مشاهده می فرمائید میکروفن بیانگرآغازگفتگواست اما پوشش فاطیما کاملا با پوشش اولیه وی متفاوت است.براستی اگر شما متن کامل گفتگو رامطالعه بفرمائید به روشنی درخواهیدیافت که این گفتگودر کمتراز30 دقیقه انجام شده است اما چگونه پوشش وی طی یک مصاحبه 30 دقیقه ای اینچنین تغییریافته،واین حکایت ازدرخواست مصاحبه کننده ازوی می باشد چرا که وی درابتدای امر با پوشش اسلامی مشاهده می شود.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;باردیگرتوجه شما را به متن اول گفتگوی دوهفته نامه موفقیت با فاطیما جلب می کنیم.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوهفته نامه موفقیت:«اگربیننده برنامه کودک تلویزیون باشیدبه طورحتم اجرای قوی وزیبای فاطیما نظرتان را به خود جلب نموده است.فاطیما بهارمست کوچکترین مجری صداوسیماست وبا اینکه 10 سال بیشترسن ندارد...».&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: #993300; mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;آری به فرزندانمان می اموزیم که سن تکلیف دردختران 9 سال می باشد،وحجاب ازواجبات دینی ما مسلمانان است اما مصاحبه گرموفقیت عکسهایی ازفاطیمای 10 ساله چاپ می کندکه نشانی ازحجاب اسلامی درآن نیست ونوجوانان پاک ایران زمین را با تضاد درآموزه ها وارزشهاروبرو می نماید.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 0in 0pt; LINE-HEIGHT: 18pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-font-width: 100%; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT color=#333399&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;فاطیما نه اولین و نه آخرین موردی است که مورد سوءاستفاده این جریانات ضد فرهنگی میباشد.جریاناتی که با استفاده ازمحبوبیت افراد والگو قراردادن آن برای نوجوانانمان(البته با پوشش غیراسلامی) می کوشندبه ایجادتضاددرارزشهای دینی وتضعیف باورهای دینی آنهابپردازند وبسیارزیرکانه به تمسخرارزشهای اسلامی میپردازند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0in 19.25pt 0pt 128pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;o:p&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot; color=#333399 size=5&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 18 Sep 2006 09:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=barandazy&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>barandazy</dc:creator>
<guid>http://barandazy.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
