تبليغاتX
براندازی در سکوت - براندازی نرم بخش(1)خرداد 76 و پروژه نرم افزاري بي ثبات سازي

جهت گيري كلي سياست هاي خارجي دولت آمريكا در برابر ايران، از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، دشمني بانظام جمهوري اسلامي و نابودي آن بوده است و آمريكايي ها در اين راه از هيچ اقدامي كه آن را موثر مي دانستند، فروگذار نكردند. اين اقدامات در دهه نخست انقلاب اسلامي، يعني از سال 1357 تا سال 1367 بيشتر اقدامات نظامي و سخت افزاري بود. كه به عنوان مثال، مي توان از جنگ مخرب و خانمان سوز عراق عليه ايران به مدت 8 سال، تجهيز كامل تسليحاتي و حمايت قاطع سياسي از رژيم بعث عراق، رويارويي مستقيم ارتش آمريكا با ايران در جنگ خليج فارس، كودتاي نظامي نوژه، حمله نظامي به طبس، حمايت از منافقين در انجام ترورهاي كور و ترور شخصيت هاي عالي رتبه نظام مانند: شهداي هفتم تير، شهداي هشتم شهريور و شهداي محراب، تحريم هاي نظامي و اقتصادي و بايكوت سياسي در مجامع بين المللي نام برد. اين سياست، رويكرد غالب دولت ايالات متحده آمريكا در براندازي نظام جمهوري اسلامي، در دهه اول بود.
آمريكايي ها پس از تحمل شكست هاي پي در پي و اذعان به ناكار آمدي اين سياست در سرنگوني نظام جمهوري اسلامي، از دهه دوم انقلاب، جهت حركت هاي تخريبي و براندازانه خود را به سوي پروژه هاي نرم افزاري تغيير دادند. اما از دهه سوم و به طور مشخص از خرداد 1376 به بعد، اين رويكرد وارد فاز جديدي شد. هدف از اجراي اين پروژه ها اولاً: تهي سازي نظام از اصول و ارزش هاي حاكم بر جامعه ديني و انقلابي ايران و ثانياً: گسترش ناامني و بي ثباتي در ابعاد سياسي، اجتماعي و اقتصادي بود.
البته سران ماجراجو و مليتاريست آمريكا كه همواره با جنگ و باروت و خون، خو كرده اند، هراز گاهي با بهانه قرار دادن موضوعاتي نظير: نقض حقوق بشر، حمايت ايران از تروريسم، اخلال ايران در روند صلح خاورميانه و. . . تهديدهايي را عليه ملت ايران مطرح مي كردند و پس از وقايع يازدهم سپتامبر كه هيمنه و ابهت اين ببر كاغذي را در جهان، در هم شكست، آمريكايي ها اين بار با لحني جدّي تر از گذشته، بهانه قرار دادن مبارزه با تروريسم و با به راه انداختن عربده هاي مستانه و جنون آميز، ايران را بارها به حمله نظامي تهديد كردند و با ناميدن ايران به عنوان «محور شرارت» در جهان، خواستار خشكانيدن ريشه ملت ايران شدند.  لكن واكنش قاطع و شجاعانه مقام معظم رهبري و فرماندهان رشيد نظامي كشور، آنها را به عقب نشيني واداشت. هر چند نمي توان ترس و وحشت برخي از سياسيون مصلحت انديش اصلاح طلب كه بر بخش هاي مهمي از حاكميت سلطه داشته اند را انكار كرد، آنچه مسلم است اين است كه آمريكايي ها با توجه به تجارب گذشته خود، به رغم تهديدهاي مكرر، اما هيچ رغبتي براي پنجه انداختن و رويارويي نظامي با ايران اسلامي را ندارند و ترجيح مي دهند سياست هاي باز دارنده خود را در فاز نرم افزاري تعقيب كنند.
پروژه بي ثبات سازي در حقيقت، يكي از روش ها و راه كارهاي جنگ نرم يا مبارزه بدون خشونت است. در اين رويكرد، تلاش مي شود تا كاراترين روش ها و تا حد امكان با كم ترين خشونت براي براندازي و نابودي حكومت هاي رقيب، آموزش داده شود. يكي از نظريه پردازان مطرح در اين زمينه «جين شارپ» داراي دكتراي فلسفه از دانشگاه آكسفورد و از بنيانگذاران «موسسه آلبرت انيشتين» در كمبريج ماساچوست، است. مهم ترين اثر «جين شارپ» در اين زمينه كتاب From dictatorship to democracy است كه به فارسي از «ديكتاتوري به دموكراسي» ترجمه شده است. او در مقدمه اين كتاب مي گويد:
«من تلاش نموده ام با دقت به كاراترين روش ها براي شكست دادن ديكتاتوري بيانديشم. روش هايي كه تا حد امكان، كم ترين رنج را به افراد وارد كند و تا حد امكان باعث از ميان رفتن جان انسان ها نشود و در اين تلاش به سال ها مطالعه ام درباره ديكتاتوري ها، نهضت هاي مقاومت، انقلاب ها، افكار سياسي، سيستم هاي حكومتي و بخصوص مبارزات واقع بينانه غير خشونت آميز توجه نموده ام. . . بنا به ضرورت و همچنين انتخاب آگاهانه، تمركز اين كتاب بر روي روش هاي عمومي مبارزه با ديكتاتوري و جلوگيري از به وجود آمدن حكومت هاي استبدادي جديد است. من صلاحيت تحليل مو شكافانه و تجويز نسخه هاي مبارزه براي كشورهاي خاصي را دارا نيستم، اما به هر حال آرزويم اين است كه اين تحليل عام، براي مردم بسياري كه تحت حكومت هاي استبدادي زندگي و مبارزه مي كنند، مفيد واقع شود. لازم است كه آنها اعتبار اين نظريات را در كشور خود بيازمايند و با گسترش اين نظريات، آنها را براي موقعيت ها و شرايط ويژه خود قابل اجرا سازند. »

هر چند نام و موضوع اين كتاب، آموزش روش هاي غير خشونت آميز براي براندازي ديكتاتوري هاست، اما شارپ در پايان كتاب خود، جمهوري اسلامي ايران را از مصاديق نظام هاي ديكتاتوري و بلكه ديكتاتورتر از رژيم سرنگون شده شاه معرفي مي كند:
«مدت ها قبل، ارسطو هشدار داده بود كه استبداد همچنين مي تواند به استبداد تبديل شود. . . شواهد تاريخي بسياري از فرانسه (ژاكوبين ها و ناپلئون)، روسيه (بولشويك ها)، ايران (آيه الله ها)، برمه (اسكورك) و كشورهاي ديگر وجود دارد كه سقوط يك رژيم سركوب گر از ديد عده اي از افراد و گروه ها صرفاً فرصتي است براي آنها تا به عنوان اربابان جديد، قدم پيش بگذارند. انگيزه هاي اين افراد مي تواند متفاوت باشد».
«شارپ» در مجموع، قريب به 200 روش را براي براندازي حكومت ها به احزاب، گروه هاي معارض با نظامات و اپوزيسيون ها توصيه مي كند.
اين روش ها مجموعاً تحت سه دسته اصلي طبقه بندي شده اند:
1. اعتراض و ترغيب .2 عدم همكاري اجتماعي و اقتصادي و سياسي .3 تهاجم.
روش هاي اعتراض و ترغيب اكثراً، تظاهرات نمادين را شامل مي شوند كه بالغ بر 54 روش است. عدم همكاري، شامل تحريم ها و اعتصابات، مجموعاً 103 روش را در برمي گيرند و تهاجم هاي غير خشونت آميز نيز با راه كارهاي رواني، فيزيكي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي شامل 41 روش، دسته سوم اين اقدامات را تشكيل مي دهند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی  |