|
|
|
||||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، بنياد "سوروس" نامي است كه اينروزها اذهان ناظران سياسي داخل كشور را بيش از پيش به خود معطوف كرده است. نام اصلي اين بنياد، بنياد "جامعه باز" (Open Society) است و متعلق به يك يهودي ميلياردر به نام "جورج سوروس" ميباشد. وي يك يهودي مجار تبار آمريكايي است كه سالهاي متمادي با تشكيل يك شركت سرمايهگذاري و يك سازمان مطالعاتي حقوق بشر، به انجام اموري چندمنظوره مبادرت كرده است.
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
بازداشت «كيان تاجبخش» از عناصر انستيتو «جامعه باز» در بنياد صهيونيستي «سوروس»، و عامل هلند در پروژه نافرماني مدني در ايران، اگرچه تا امروز از سوي خبرگزاري هاي رسمي ايران و نهادهاي ذيصلاح قضايي و امنيتي تاييد نشده است، اما ارزيابي واكنش هاي وابستگان سياسي و امنيتي به اردوگاه فكري «انقلاب مخملي» حكايت از آن دارد كه رو شدن « بازي پنهان» شبه روشنفكران داخل كشور «با كارت سياسي و اقتصادي صهيونيست ها»، شوك و بهت را در ميان احزاب و رسانه هاي مدعي «اصلاح طلبي» حاكم كرده است.
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
در حالي كه رسانه هاي جهان در هفته اي كه گذشت گمانه زني هاي گسترده اي را پيرامون كيفيت و چرايي بازداشت «هاله اسفندياري» آغاز كرده اند، روز سه شنبه هفته گذشته سخنگوي قوه قضاييه با شركت در يك كنفرانس مطبوعاتي تأييد كرد كه وي براساس دستور قضايي و قرار بازداشت در اختيار كارشناسان وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران است.
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
تشكيلات و چارت مراكز سازماندهي، هدايت و كنترل عمليات رواني يك مقوله سري بوده و از سوي همه كشورها مخفي نگاه داشته مي شود. سازمان هاي عمليات رواني عمدتا در ذيل مراكز نظامي، امنيتي و تحقيقات استراتژيك قرار گرفته و با سرويس هاي اطلاعاتي رابطه تنگاتنگي دارند. فرامرز عابديني
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
و) راه اندازي آشوب هاي خياباني
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مهم ترين شاخص نافرماني مدني، پرهيز از خشونت هاي معمول و بهره گيري از جنگ افزارهاي رواني، اجتماعي، اقتصادي و سياسي است. همانگونه که ملاحظه شد در بندهايي از گزارش كميته خطر جاري، بر ساماندهي نافرماني مدني به عنوان يكي از سه تاكتيك پروژه دلتا تاكيد شده است. در بند سوم اين پروژه به صراحت تمام آمده است: در برتري هاي نظامي نيز، عمليات هاي رواني، نقش ممتاز و حساسي را بر عهده دارند و رسانه ها اعم از تلويزيون، فيلم، راديو و روزنامه، مهم ترين ابزار اين مأموريت به شمار مي روند و انتظار مي رود هر چه به سوي آينده پيش مي رويم، گستره نفوذ و دامنه استفاده از اين ابزارها در جنگ ها بيشتر و بيشتر گردد. «الوين تافلر»، نظريه پرداز سرشناس آمريكايي در باره نقش رسانه ها در فرآيند عمليات رواني در آينده، مي گويد:
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ابزارهاي موثر در پروژه نرم افزاري بي ثبات سازي دشمنان جمهوري اسلامي بويژه دولت آمريكا به خوبي دريافته بودند تا زماني كه مردم به قدرتي كه در رأس هرم آن، يك فقيه بصير، شجاع و مبسوط اليد وجود دارد، وفادارند و به آن به عنوان يك نظام قانوني، مشروع و مقدس مي نگرند، نمي توانند سلطه خود را بر آنان تحميل سازند. اين واقعيت به شكل كاملاً روشن و عريان در سخنان استانلي روم، معاون رييس سازمان امنيت ملي آمريكا خودنمايي مي كند. او صريحاً اعلام كرده بود:
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
كميته خطر جاري عنوان كميته اي است كه در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهي از سناتورهاي آمريكايي، مسولان ارشد وزارت خارجه، اساتيد برجسته علوم سياسي، موسسه مطالعاتي «امريكن اينترپرايز» و گروهي از مديران باسابقه سيا و پنتاگون تاسيس شد. مارك پالمر از استراتژيست هاي معروف آمريكايي است كه در دستگاه ديپلماسي آمريكا از وي به عنوان يكي از نوآوران سياست خارجي ايالات متحده نام مي برند. پالمر كه امروزه رسانه ها از وي به عنوان چهره خبرساز ياد مي كنند، در دولت نيكسون، فورد، كارتر، ريگان و بوش پدر در وزارت خارجه مشغول بكار بود و در دولت كلينتون و دوره اول بوش پدر در خارج از مجموعه دولت به طراحي ابتكارات جديد سياست خارجي مشغول بود. وي 11 سال در شوروي، يوگسلاوي و مجارستان به عنوان دانشجو و ديپلمات زندگي كرده و در زمره متخصصين ايران و آسياي قفقاز محسوب مي گرديد. پالمر سالها براي رؤساي جمهور و وزراي خارجه آمريكا نطق نوشته كه معروفترين آنها نطق هاي «هنري كسينجر» مي باشد. متعاقب اين اظهارات، در بيست و پنجم دي ماه 1381 (15 ژانويه 2003) كميسيون بودجه سناي آمريكا مبلغ 10 ميليون دلار را به اين امر اختصاص مي دهد.
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
جهت گيري كلي سياست هاي خارجي دولت آمريكا در برابر ايران، از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي، دشمني بانظام جمهوري اسلامي و نابودي آن بوده است و آمريكايي ها در اين راه از هيچ اقدامي كه آن را موثر مي دانستند، فروگذار نكردند. اين اقدامات در دهه نخست انقلاب اسلامي، يعني از سال 1357 تا سال 1367 بيشتر اقدامات نظامي و سخت افزاري بود. كه به عنوان مثال، مي توان از جنگ مخرب و خانمان سوز عراق عليه ايران به مدت 8 سال، تجهيز كامل تسليحاتي و حمايت قاطع سياسي از رژيم بعث عراق، رويارويي مستقيم ارتش آمريكا با ايران در جنگ خليج فارس، كودتاي نظامي نوژه، حمله نظامي به طبس، حمايت از منافقين در انجام ترورهاي كور و ترور شخصيت هاي عالي رتبه نظام مانند: شهداي هفتم تير، شهداي هشتم شهريور و شهداي محراب، تحريم هاي نظامي و اقتصادي و بايكوت سياسي در مجامع بين المللي نام برد. اين سياست، رويكرد غالب دولت ايالات متحده آمريكا در براندازي نظام جمهوري اسلامي، در دهه اول بود. هر چند نام و موضوع اين كتاب، آموزش روش هاي غير خشونت آميز براي براندازي ديكتاتوري هاست، اما شارپ در پايان كتاب خود، جمهوري اسلامي ايران را از مصاديق نظام هاي ديكتاتوري و بلكه ديكتاتورتر از رژيم سرنگون شده شاه معرفي مي كند:
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مظاهردینی چون حجاب وحیای زنان،نمادعقبافتادگی است.(نوشین احمدی خراسانی،ماهنامه جامعه سالم، تیر1377) دربرابرهجوم فرهنگ بیگانه نبایدعکس العمل نشان داد.(علی قربان پور،ماهنامه پیام هاجر،خرداد1377) اینها نمونه هایی ازمطالبی است که درمطبوعات زنجیره ای اواخردهه70 به منظور رواج لیبرالیسم جنسی ولاابالیگری اخلاقی وتضعیف باورها وارزشهای دینی انتشاریافت. اما امروز ایجاد تضاددرارزشها ازرویکردهای شبکه براندازمی باشدوچون سنین نوجوانی مهمترین سالهای پذیرش نظامهای ارزشی واخلاقی می باشدبایداعتقادات وارزشهای دینی نوجوانان مورد تهاجم قرار بگیرد. دوهفته نامه موفقیت شماره102 (مرداد85) گفتگویی با خانم فاطمه بهارمست(مجری صداوسیما)انجام داده است که سعی می کنیم شمارا به چگونگی انجام آن وتأثیرات احتمالی آن برای نسل نوجوان آشنا نماییم . دوهفته نامه موفقیت:«اگربیننده برنامه کودک تلویزیون باشیدبه طورحتم اجرای قوی وزیبای فاطیما نظرتان را به خود جلب نموده است.فاطیما بهارمست کوچکترین مجری صداوسیماست وبا اینکه 10 سال بیشترسن نداردتجربه های زیادی رادرزمینه بازی واجراکسب کرده است.فاطیما کارش راازسن6سالگی وبا حضوردربرنامه عموپورنگ شروع کردو...» چرافاطیما؟قطعآکاربرای تلویزیون موجب شهرت ومحبوبیت دربین بسیاری از کودکان ونوجوانان می شودوفاطیما می تواندالگویی ازیک دخترموفق برای هم سالان خودباشد.به این تصویر توجه کنید!
همانطور که درتصویر می بینید درابتدای گفتگو فاطیما باپوشش همیشگی که درتلویزیون ظاهر می شود مشاهده می شود.اما بعد ازمدتی که برای گفتگویی صمیمی مهیا می شود این تصویرازاو چاپ می شود!
درتصویر همانطورکه مشاهده می فرمائید میکروفن بیانگرآغازگفتگواست اما پوشش فاطیما کاملا با پوشش اولیه وی متفاوت است.براستی اگر شما متن کامل گفتگو رامطالعه بفرمائید به روشنی درخواهیدیافت که این گفتگودر کمتراز30 دقیقه انجام شده است اما چگونه پوشش وی طی یک مصاحبه 30 دقیقه ای اینچنین تغییریافته،واین حکایت ازدرخواست مصاحبه کننده ازوی می باشد چرا که وی درابتدای امر با پوشش اسلامی مشاهده می شود. باردیگرتوجه شما را به متن اول گفتگوی دوهفته نامه موفقیت با فاطیما جلب می کنیم. دوهفته نامه موفقیت:«اگربیننده برنامه کودک تلویزیون باشیدبه طورحتم اجرای قوی وزیبای فاطیما نظرتان را به خود جلب نموده است.فاطیما بهارمست کوچکترین مجری صداوسیماست وبا اینکه 10 سال بیشترسن ندارد...». آری به فرزندانمان می اموزیم که سن تکلیف دردختران 9 سال می باشد،وحجاب ازواجبات دینی ما مسلمانان است اما مصاحبه گرموفقیت عکسهایی ازفاطیمای 10 ساله چاپ می کندکه نشانی ازحجاب اسلامی درآن نیست ونوجوانان پاک ایران زمین را با تضاد درآموزه ها وارزشهاروبرو می نماید. فاطیما نه اولین و نه آخرین موردی است که مورد سوءاستفاده این جریانات ضد فرهنگی میباشد.جریاناتی که با استفاده ازمحبوبیت افراد والگو قراردادن آن برای نوجوانانمان(البته با پوشش غیراسلامی) می کوشندبه ایجادتضاددرارزشهای دینی وتضعیف باورهای دینی آنهابپردازند وبسیارزیرکانه به تمسخرارزشهای اسلامی میپردازند.
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
همه کسانی که فراترازحصارهای تنگ جناحی به پدیده مطبوعات وکارکردهای آن درسالهای اخیرنگریسته اند،نیک می دانندکه باوجودنویسندگان ونشریات متعهدی که حرمت قلم وآزادی راپاس داشته وبه رسالت مطبوعاتی خویش پای بندبوده اند،دوجریان ناسالم مطبوعاتی همدیگررامددرسانده اند،نخست جریان شبه افکن که درمقولات نظری ماننددین شناسی،معرفت شناسی،فلسفه دین،فلسفه سیاست،حقوق اساسی،فقهی-حقوقی و... باایجادشبه وابهام به تضعیف باورهای دینی وخدشه درمبانی نظری وکارایی دین دراداره جامعه همت گذاشته است. دوم،جریانی که درحوزه های مسائل اجتماعی،هنری و ورزشی کوشیده است،بیشترازهرچیزمروج نوعی لیبرالیسم جنسی ولاابالیگری اخلاقی باشد،که البته تأثیرات مخرب جریان دوم باتوجه به اینکه مؤلفه های فرهنگ عمومی رادستخوش ناهنجاری می نماید،افزون ترازجریان نخست است وبه علت اینکه مستقیمآباجریانهای سیاسی موجود به چالش برنخواسته است،موردغفلت قرارگرفته وهمچنان درحال پیشروی است.آنچه دراین وبلاگ به طورمستندارائه خواهدشدباانگیزه اطلاع رسانی درست ازجریان دوم برپایه برسی ماهوی آن می باشدونه اشخاص؛اماقهرامی تواندمعیاری برای ارزیابی جریانات فرهنگی همسو با شبکه براندازباشدوسراین سخن مقام معظم رهبری نیزدریافت خواهدشد،که چراایشان درگردهمایی جوانان عاشورایی درمصلای بزرگ تهران فرمودند: «متأسفانه همان دشمنی که بوسیله تبلیغات خودهمتش این است که کشورراساقط کند،امروزدرداخل پایگاه پیداکرده است،بعضی ازمطبوعات پایگاه دشمن شده اند».
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
مناسبات مسلط برنظام جهانی به طور طبیعی قدرتمندان را به حذف عوامل ناهمخوان با نظام تحمیلی مبتنی بر سلطه کشانده است.چه بسا نظامهایی که به دلیل انعکاس خواسته های عدالت جویانه هدف شیوه های مختلف براندازی قرارگرفته اند وحتی بسا نظامهای قدرتمندی که ازطریق به کارگیری چنین روشهایی از سوی رقیب،فروپاشیده اند.درگذشته نه چندان دورزمانی که بحث ازبراندازی به میان می امداذهان،بلادرنگ به سوی یک اقدام نظامی(کودتا،ترور،حمله خارجی)معطوف می شد.اگر چه اشکال دیگری نیزکه آمیزه ای ازبه خدمت گرفتن عامل نظامی وفشارهای اقتصادی است،درتجربه براندازی نظامهای سیاسی قابل مشاهده است،اما تئوریسینهای آمریکایی وغربی درسالهای اخیرچهره های جدیدی ازبراندازی نظامهای سیاسی رابه نمایش گذاشته اند.باپیروزی انقلاب اسلامی نظام سلطه جهانی برای حذف این عامل ناهمخوان باسیاستهای استکباری انواع روشهای براندازی سخت راازکودتا،ترور،تجزیه قومی وجنگ تحمیلی،به همراه تحریمهای اقتصادی بکارگرفتند،اما این آرزو(براندازی حکومت)هیچ گاه محققق نشد؛وتوطئه های گوناگون یکی پس ازدیگری ناکام ماند.نگاهی به ماوقع سلسله توطئه ها عواملی راکه سبب ناکامی دشمنان درتحقق آنها بوداین گونه نشان می دهدکه یکی ازمهمترین آنها حاکمیت ارزشهای دینی می باشد.ارزشهاوفضائل اخلاقی همچون،صبرتوکل،پاکدامنی،صداقت،شجاعت وازخودگذشتگی.به عقیده استراتژیستهای آمریکایی،این حقیقت که اسلام و خصوصآاسلام شیعی که دین وسیاست راممزوج ساخته،غرب راباخطرتوسعه اصولگرایی اسلامی مواجه می کندوازآنجاکه برخوردنظامی باچنین نظام سیاسی برای غرب مطلوبیت ندارد؛بایستی بازیرسؤال بردن مشروعیت آن واردعمل شد.واینگونه پروژه براندازی خاموش(نرم)شکل می گیرد.کنت تیمرمن عضوعالیرتبه سازمان جاسوسی آمریکا سیا،می گوید:«کلیداصلی برای ایجادیک تغییربنیادین درسیاستهای ایران ازبین بردن خصوصیات انقلابی رژیم ایران است واین فقط باتحریم اقتصادی به دست نمی آید.بلکه باید نفوذروحانیت راازبین بردوعقایدانقلابی ازدرون تهی شود».این اظهارات زمانی بیان شدکه آمریکاوغرب به زعم خوداقدامات اولیه را برای تحقق خواسته های فوق به انجام رسانده بودند،آنها بیش ازیک دهه قبل سرمایه گذاری برای شکستن پیوندمردم وحکومت ومحورآن یعنی ولایت فقیه راآغازکرده بودند.یکی ازاعضای رسانه ای شبکه براندازدرخارج ازکشوربنام«صدرالدین الهی»درکنفرانسی که باهمکاری آمریکاوآلمان وکارگردانی کنت تیمرمن درسال 1368 درهامبورگ تشکیل شده بود،چنین گفت:«چون نظام به اسلام وحمایت مردم تأکیدداردوقتی سخن ازبراندازی به میان میآیدمردم موضع می گیرند؛اما یک راه وجوددارد.حکومت تهران را فقط باسلاح فرهنگ می توان خلع سلاح کردودست بسته تحویل مردان سیاست داد.»این منظورالبته نیازمندزمینه های روانی واجتماعی است.تشدیدتحریمهای اقتصادی علیه جمهوری اسلامی درقالب قانون داماتو وتصویب بودجه های ویژه ای برای جنگ فرهنگی باجمهوری اسلامی وبطورمشخص راه اندازی بخش فارسی رادیوآزادی درپراگ که بعدآباتغییررویکردبه رادیوفرداتغییرنام داد،بخشی ازاین جنگ روانی است،تابه زعم آمریکا،مردم نسبت به براندازی حکومت دینی متفاعد شوند.آری صدای غرش توپهاخاموش وجنگ تحمیلی پایان یافته بوداما اینبار نه توپها که قلمها به میدان آمده بودند.ازآنجا که براندازی نرم ابعادگوناگون ووسیعی دارد دراین وبلاگ بیشتر به بررسی ماهیت استحاله فرهنگی این طرح می پردازیم.ازآنجا که رسانه ها ومطبوعات به عنوان ابزارهایی مهم در گسترش ارزشها وباورها و تغییر اداب وفرهنگ جوامع نقش ایفا می نمایند،دراین طرح(براندازی خاموش)به بهترین شکل مورد استفاده قرارمی گیرند.دراین راستا شبکه برانداز که رهبری آن درخارج ازکشور و تحت حمایت وهدایت آمریکا قراردارد؛شروع به برقراری ارتباط با مردم داخل ایران ازطریق رسانه های برون مرزی ازجمله شبکه های تلویزیونی ماهواره ای ورادیویی جهت تأثیرگذاری بر افکاروعقاید وتضعیف باورهای دینی نمودند.البته شبکه برانداز همزمان باگسترش این فعالیتها از مطبوعات داخل کشورنیز غفلت ننمودند وبا ارتباط با عناصرخوددرداخل کشور وهماهنگی باجریانات همسو باخودازمطبوعات داخل کشورهم جهت مقاصدخوداستفاده می نمایند.که اوج این بهره برداری درسالهای پایانی دهه 70 بود که طی آن با سخنرانی افشاگرایانه رهبر انقلاب اسلامی و تبیین این پروژه و قلمدادنمودن این مطلب که تعدادی ازمطبوعات به پایگاه دشمن تبدیل گردیده اند،دستگاه قضایی به برخورد با تعدادی ازاین روزنامه ها ومطبوعات اقدام نمود.هرچنداین اقدام از شدت فعالیتهای این شبکه تا حدودی کاست اما جریانات برانداز باز هم با حرکتی نرمتراما پیوسته به فعالیت خود ادامه می دهند.حرکتی که بدلیل آرام بودن ازحساسیت نهادهای امنیتی و مردم متدین می کاهد اما در طول مدت زمان نه چندان زیادی آثار و تأثیرات خودرابه خوبی نشان می دهد.به دلیل آرام و خاموش بودن این شیوه براندازی به آن براندازی در سکوت می گویند.سعیمان دراین است تا حد مقدور به بیان مصادیق و شیوه هایی که دشمنان انقلاب اسلامی در مطبوعات ورسانه های داخلی جهت تضعیف ارزشها و باورها بکارمی برند بپردازیم.هرچند که مهمترین هدف دشمنان ازتضعیف باورهای دینی وارزشهای اسلامی جداکردن مردم از بدنه حکومت اسلامی و کم رنگ نمودن فرهنگ جهاد و شهادت می باشدتا به زعم باطل خویش بتوانند درنهایت حکومت را نابود گرداننداما غافل ازاین امر هستند که اراده خداوند برپیروزی حق برباطل است .
+
نوشته شده در ساعت توسط مرکزمطالعات فرهنگی سیاسی
|
|
|||||
|
|||||